<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[PGameForum - همه انجمن ها]]></title>
		<link>http://www.pgameforum.com/</link>
		<description><![CDATA[PGameForum - http://www.pgameforum.com]]></description>
		<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 23:39:07 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[restoration SHaman talents]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2139</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 20:17:11 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2139</guid>
			<description><![CDATA[سلام ! <br />
اینم ساختاری از تلنت restoration shaman در پچ 3.3.3و 61 پوینتی!<br />
امید وارم دوستان استفاده کنن<br />
در ضمن مشکلاتم رو با توضیحات بهم بگید ممنون میشم<br />
<a href="http://www.wowhead.com/?talent#hZ0xZxfezIeoxorhRt" target="_blank">Restoration ShamaN</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام ! <br />
اینم ساختاری از تلنت restoration shaman در پچ 3.3.3و 61 پوینتی!<br />
امید وارم دوستان استفاده کنن<br />
در ضمن مشکلاتم رو با توضیحات بهم بگید ممنون میشم<br />
<a href="http://www.wowhead.com/?talent#hZ0xZxfezIeoxorhRt" target="_blank">Restoration ShamaN</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[warrior  Arms PVP and warrior fury Pve]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2105</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 20:14:23 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2105</guid>
			<description><![CDATA[جناب Roghthar ممنون از اینکه به دوستان در درست گرفتن ساختار تلنت ها کمک می کنی <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/applause.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Applause" title="Applause" /><br />
اما احساس نمیکنی این قسمت ماله یه کلاس دیگس<img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/question.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Question" title="Question" /><br />
شما لطف کن دفعه بعد تو قسمت مخصوص هر کلاس تلنتو بذار تا دوستان از زحمات شما بهره کافی ببرن<img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/idea.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Idea" title="Idea" /><br />
آقا رحمت ! زحمت اینم بکش!<img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/rolleyes.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Rolleyes" title="Rolleyes" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[جناب Roghthar ممنون از اینکه به دوستان در درست گرفتن ساختار تلنت ها کمک می کنی <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/applause.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Applause" title="Applause" /><br />
اما احساس نمیکنی این قسمت ماله یه کلاس دیگس<img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/question.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Question" title="Question" /><br />
شما لطف کن دفعه بعد تو قسمت مخصوص هر کلاس تلنتو بذار تا دوستان از زحمات شما بهره کافی ببرن<img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/idea.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Idea" title="Idea" /><br />
آقا رحمت ! زحمت اینم بکش!<img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/rolleyes.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Rolleyes" title="Rolleyes" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[رسول خدا و عزراییل]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2137</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 19:51:24 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2137</guid>
			<description><![CDATA[روزی رسول خدا صل الله علیه و آله نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. <br />
پیامبر از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟<br />
عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:<br />
<br />
1- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت. 2<br />
<br />
2- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.<br />
<br />
در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به کافران مهلت می دهیم و لی آنها را رها نمی کنیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[روزی رسول خدا صل الله علیه و آله نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. <br />
پیامبر از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟<br />
عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:<br />
<br />
1- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت. 2<br />
<br />
2- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.<br />
<br />
در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به کافران مهلت می دهیم و لی آنها را رها نمی کنیم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شادی در تنهایی نیست]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2136</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 19:45:24 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2136</guid>
			<description><![CDATA[ناصر خسرو قبادیانی بسوی باختر ایران روان بود . شبی میهمان شبانی شد در روستای کوچکی در نزدیکی سنندج ، نیمه های شب صدای فریاد و ناله شنید برخاست و از خانه بیرون آمد صدای فریاد و ناله های دلخراش و سوزناک از بالای کوه به گوش می رسید . مبهوت فریاد ها و ناله ها بود که شبان دست بر شانه اش گذاشت و گفت : این صداها از آن مردیست که همسر و فرزند خویش را از دست داده ، این مرد پس از چندی جستجو در غاری بر فراز کوه ماندگار شد هر از گاهی شبها ناله هایش را می شنویم . چون در بین ما نیست همین فریاد ها به ما می گوید که هنوز زنده است و از این روی خوشحال می شویم . که نفس می کشد . ناصر خسرو گفت می خواهم به پیش آن مرد روم . مرد گفت بگذار مشعلی بیاورم و او را از شیار کوه بالا برد . ناصر خسرو در آستانه غاری ژرف و در زیر نور مهتاب مردی را دید که بر تخته سنگی نشسته و با دو دست خویش صورتش را پنهان نموده بود .<br />
مرد به آن دو گفت از جان من چه می خواهید ؟ بگذارید با درد خود بسوزم و بسازم .<br />
ناصر خسرو گفت : من عاشقم این عشق مرا به سفری طول دراز فرا خوانده ، اگر عاشقی همراه من شو . چون در سفر گمشده خویش را باز یابی . دیدن آدمهای جدید و زندگی های گوناگون تو را دگرگون خواهد ساخت . در غیر اینصورت این غار و این کوهستان پیشاپیش قبرستان تو و خاطراتت خواهد بود . چون پگاه خورشید آسمان را روشن کند براه خواهم افتاد اگر خواستی به خانه شبان بیا تا با هم رویم .<br />
چون صبح شد آن مرد همراه ناصرخسرو عازم سفر بود . سالها بعد آن مرد همراه با همسری دیگر و دو کودک به دیار خویش باز گشت در حالی که لبخندی دلنشین بر لب داشت .<br />
اندیشمند یگانه سرزمینمان ارد بزرگ می گوید :<br />
“سنگینی یادهای سیاه را<br />
با تنهایی دو چندان می کنی …<br />
به میان آدمیان رو و در شادمانی آنها سهیم شو<br />
لبخند آدمیان اندیشه های سیاه را کمرنگ و دلت را گرم خواهد نمود . ”<br />
شوریدگان همواره در سفر هستند و چون خواسته خویش یافتند همانجا کاشانه ایی بسازند ، و چون دلتنگ شوند به دیار آغازین خویش باز گردند…]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ناصر خسرو قبادیانی بسوی باختر ایران روان بود . شبی میهمان شبانی شد در روستای کوچکی در نزدیکی سنندج ، نیمه های شب صدای فریاد و ناله شنید برخاست و از خانه بیرون آمد صدای فریاد و ناله های دلخراش و سوزناک از بالای کوه به گوش می رسید . مبهوت فریاد ها و ناله ها بود که شبان دست بر شانه اش گذاشت و گفت : این صداها از آن مردیست که همسر و فرزند خویش را از دست داده ، این مرد پس از چندی جستجو در غاری بر فراز کوه ماندگار شد هر از گاهی شبها ناله هایش را می شنویم . چون در بین ما نیست همین فریاد ها به ما می گوید که هنوز زنده است و از این روی خوشحال می شویم . که نفس می کشد . ناصر خسرو گفت می خواهم به پیش آن مرد روم . مرد گفت بگذار مشعلی بیاورم و او را از شیار کوه بالا برد . ناصر خسرو در آستانه غاری ژرف و در زیر نور مهتاب مردی را دید که بر تخته سنگی نشسته و با دو دست خویش صورتش را پنهان نموده بود .<br />
مرد به آن دو گفت از جان من چه می خواهید ؟ بگذارید با درد خود بسوزم و بسازم .<br />
ناصر خسرو گفت : من عاشقم این عشق مرا به سفری طول دراز فرا خوانده ، اگر عاشقی همراه من شو . چون در سفر گمشده خویش را باز یابی . دیدن آدمهای جدید و زندگی های گوناگون تو را دگرگون خواهد ساخت . در غیر اینصورت این غار و این کوهستان پیشاپیش قبرستان تو و خاطراتت خواهد بود . چون پگاه خورشید آسمان را روشن کند براه خواهم افتاد اگر خواستی به خانه شبان بیا تا با هم رویم .<br />
چون صبح شد آن مرد همراه ناصرخسرو عازم سفر بود . سالها بعد آن مرد همراه با همسری دیگر و دو کودک به دیار خویش باز گشت در حالی که لبخندی دلنشین بر لب داشت .<br />
اندیشمند یگانه سرزمینمان ارد بزرگ می گوید :<br />
“سنگینی یادهای سیاه را<br />
با تنهایی دو چندان می کنی …<br />
به میان آدمیان رو و در شادمانی آنها سهیم شو<br />
لبخند آدمیان اندیشه های سیاه را کمرنگ و دلت را گرم خواهد نمود . ”<br />
شوریدگان همواره در سفر هستند و چون خواسته خویش یافتند همانجا کاشانه ایی بسازند ، و چون دلتنگ شوند به دیار آغازین خویش باز گردند…]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آش نخورده و دهن سوخته]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2135</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 19:44:26 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2135</guid>
			<description><![CDATA[در زمان‌های‌ دور، مردی در بازارچه شهر حجره ای داشت و پارچه می فروخت . شاگرد او پسر خوب و مودبی بود ولیكن كمی خجالتی بود.<br />
<br />
مرد تاجر همسری كدبانو داشت كه دستپخت خوبی داشت و آش های خوشمزه او دهان هر كسی را  آب می انداخت.<br />
<br />
روزی مرد بیمار شد و نتوانست به دكانش برود. شاگرد در دكان را باز كرده بود و جلوی آنرا آب و جاروب كرده بود ولی هر چه منتظر ماند از تاجر خبری نشد.<br />
 <br />
قبل از ظهر به او خبر رسید كه حال تاجر خوب نیست و باید دنبال دكتر برود.<br />
<br />
. پسرك در دكان را بست و دنبال دكتر رفت . دكتر به منزل تاجر رفت و او را معاینه كرد و برایش دارو نوشت  <br />
<br />
پسر بیرون رفت و دارو را خرید وقتی به خانه برگشت ، دیگر ظهر شده بود. پسرك خواست دارو را بدهد و برود ، ولی همسر تاجر خیلی اصرار كرد و او را برای ناهار به خانه آورد<br />
<br />
 همسر تاجر برای ناهار آش پخته بود سفره را انداختند و كاسه های آش را گذاشتند . تاجر برای شستن دستهایش به حیاط رفت و همسرش به آشپزخانه برگشت تا قاشق ها را بیاورد <br />
<br />
پسرك خیلی خجالت می كشید و فكر كرد تا بهانه ای بیاورد و ناهار را آنجا نخورد . فكر كرد بهتر است بگوید دندانش درد می كند. دستش را روی دهانش گذاشتش. <br />
<br />
تاجر به اتاق برگشت و دید پسرك دستش را جلوی دهانش گذاشته به او گفت : دهانت سوخت؟ حالا چرا اینقدر عجله كردی ، صبر می كردی تا آش سرد شود آن وقت می خوردی ؟<br />
<br />
زن تاجر كه با قاشق ها از راه رسیده بود به تاجر گفت : این چه حرفی است كه می زنی ؟ آش نخورده و دهان سوخته ؟ من كه تازه قاشق ها را آوردم.<br />
<br />
تاجر تازه متوجه شد كه چه اشتباهی كرده است   <br />
 <br />
<span style="color: #FF0000;">از آن‌ پس، وقتی‌ كسی‌ را متهم به گناهی كنند ولی آن فرد گناهی نكرده باشد  ، گفته‌ می‌شود :‌ آش نخورده و دهان سوخته</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[در زمان‌های‌ دور، مردی در بازارچه شهر حجره ای داشت و پارچه می فروخت . شاگرد او پسر خوب و مودبی بود ولیكن كمی خجالتی بود.<br />
<br />
مرد تاجر همسری كدبانو داشت كه دستپخت خوبی داشت و آش های خوشمزه او دهان هر كسی را  آب می انداخت.<br />
<br />
روزی مرد بیمار شد و نتوانست به دكانش برود. شاگرد در دكان را باز كرده بود و جلوی آنرا آب و جاروب كرده بود ولی هر چه منتظر ماند از تاجر خبری نشد.<br />
 <br />
قبل از ظهر به او خبر رسید كه حال تاجر خوب نیست و باید دنبال دكتر برود.<br />
<br />
. پسرك در دكان را بست و دنبال دكتر رفت . دكتر به منزل تاجر رفت و او را معاینه كرد و برایش دارو نوشت  <br />
<br />
پسر بیرون رفت و دارو را خرید وقتی به خانه برگشت ، دیگر ظهر شده بود. پسرك خواست دارو را بدهد و برود ، ولی همسر تاجر خیلی اصرار كرد و او را برای ناهار به خانه آورد<br />
<br />
 همسر تاجر برای ناهار آش پخته بود سفره را انداختند و كاسه های آش را گذاشتند . تاجر برای شستن دستهایش به حیاط رفت و همسرش به آشپزخانه برگشت تا قاشق ها را بیاورد <br />
<br />
پسرك خیلی خجالت می كشید و فكر كرد تا بهانه ای بیاورد و ناهار را آنجا نخورد . فكر كرد بهتر است بگوید دندانش درد می كند. دستش را روی دهانش گذاشتش. <br />
<br />
تاجر به اتاق برگشت و دید پسرك دستش را جلوی دهانش گذاشته به او گفت : دهانت سوخت؟ حالا چرا اینقدر عجله كردی ، صبر می كردی تا آش سرد شود آن وقت می خوردی ؟<br />
<br />
زن تاجر كه با قاشق ها از راه رسیده بود به تاجر گفت : این چه حرفی است كه می زنی ؟ آش نخورده و دهان سوخته ؟ من كه تازه قاشق ها را آوردم.<br />
<br />
تاجر تازه متوجه شد كه چه اشتباهی كرده است   <br />
 <br />
<span style="color: #FF0000;">از آن‌ پس، وقتی‌ كسی‌ را متهم به گناهی كنند ولی آن فرد گناهی نكرده باشد  ، گفته‌ می‌شود :‌ آش نخورده و دهان سوخته</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ماشالا lag!!]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2134</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 19:35:27 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2134</guid>
			<description><![CDATA[سلام <br />
امروز خیلی lag بود ادمین <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/sad.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" /><br />
وضعیت ping  هم اسفناک بود <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/cry.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cry" title="Cry" /><br />
موضوع رو چک کردم فهمیدم که مشکل از طرف شماست<img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/oh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Oh" title="Oh" /><br />
<br />
امید وارم این مشکل برطرف شه و دوستان بدون مشکل بازیشون رو انجام بدن]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام <br />
امروز خیلی lag بود ادمین <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/sad.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" /><br />
وضعیت ping  هم اسفناک بود <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/cry.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cry" title="Cry" /><br />
موضوع رو چک کردم فهمیدم که مشکل از طرف شماست<img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/oh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Oh" title="Oh" /><br />
<br />
امید وارم این مشکل برطرف شه و دوستان بدون مشکل بازیشون رو انجام بدن]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پیشرفتی نو در easy server . چهارتا boss از bt افتاد]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2133</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 10:03:04 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2133</guid>
			<description><![CDATA[سلام .....<br />
<br />
بازم Champions of the hell برای easy server  افتخار افرین شد...<br />
BT زیر پای قهرمانان Champion of the hell :<br />
<br />
High Warlord Naj'entus<br />
Supremus<br />
Shade of Akama<br />
Gurtogg Bloodboil<br />
<br />
در مقابل Champion of the hell به خاک افتادند . منتظر پیشروی بیشتر در easy server توسط Champion of the hell باشید...<br />
<br />
VIVA champion of the HELL<br />
<br />
<a href="http://www.2shared.com/file/11995945/3d3140d0/WoWScrnShot_040510_191443.html" target="_blank">http://www.2shared.com/file/11995945/3d3...91443.html</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام .....<br />
<br />
بازم Champions of the hell برای easy server  افتخار افرین شد...<br />
BT زیر پای قهرمانان Champion of the hell :<br />
<br />
High Warlord Naj'entus<br />
Supremus<br />
Shade of Akama<br />
Gurtogg Bloodboil<br />
<br />
در مقابل Champion of the hell به خاک افتادند . منتظر پیشروی بیشتر در easy server توسط Champion of the hell باشید...<br />
<br />
VIVA champion of the HELL<br />
<br />
<a href="http://www.2shared.com/file/11995945/3d3140d0/WoWScrnShot_040510_191443.html" target="_blank">http://www.2shared.com/file/11995945/3d3...91443.html</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[Never Say Never]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2131</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 09:16:57 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2131</guid>
			<description><![CDATA[بار ها و بار ها از دوستان خواستم از قبل Item هایی که لازم دارن رو مشخص کنن ولی ...<br />
هنوز می بینیم وقتی یه Item Drop میشه افراد تازه برای اولین بار Item رو می بینن و چون نمیدونن لازم دارن یا نه point می زارن! و بعد که بردن می بینن به هیچ دردیشون نمیخوره و فقط Point رو هدر دادن!<br />
<br />
این کاغذ رو من زمانی نوشتم که Lvl Barbie هنوز 10 نشده بود!<br />
<br />
<img src="http://filebeam.com/ddff4144b6ad61ef86e56fc7d819f4f6.jpg" border="0" alt="[تصویر: ddff4144b6ad61ef86e56fc7d819f4f6.jpg&#93;" /><br />
<br />
<span style="font-size: x-large;"><span style="color: #FF0000;">Never Say Never</span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بار ها و بار ها از دوستان خواستم از قبل Item هایی که لازم دارن رو مشخص کنن ولی ...<br />
هنوز می بینیم وقتی یه Item Drop میشه افراد تازه برای اولین بار Item رو می بینن و چون نمیدونن لازم دارن یا نه point می زارن! و بعد که بردن می بینن به هیچ دردیشون نمیخوره و فقط Point رو هدر دادن!<br />
<br />
این کاغذ رو من زمانی نوشتم که Lvl Barbie هنوز 10 نشده بود!<br />
<br />
<img src="http://filebeam.com/ddff4144b6ad61ef86e56fc7d819f4f6.jpg" border="0" alt="[تصویر: ddff4144b6ad61ef86e56fc7d819f4f6.jpg]" /><br />
<br />
<span style="font-size: x-large;"><span style="color: #FF0000;">Never Say Never</span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[defated illidan In night]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2130</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 03:52:08 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2130</guid>
			<description><![CDATA[<img src="http://filebeam.com/98ddc3d9f91bc224c2fc4d2a13aaa319.jpg" border="0" alt="[تصویر: 98ddc3d9f91bc224c2fc4d2a13aaa319.jpg&#93;" /><br />
تلاش يك ماه.... <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /> <br />
 ديشب  يك شبي خون زديم bt  همرو خفت كرديم <br />
كلي به درو ور نگاه كردم كه يك چيز پيدا كنم با اينجا بخونه و اينجا fix  باشه پيدا نشد <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/sad.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" /><br />
<br />
 ها فقط يك  teleport NPC   اول اينس  بود كه  فيكس بود <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
اون بنده خدا supremus  كلآ يك جور ديگه تو   pg  سپل ميزنه <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/hee hee.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Hee hee" title="Hee hee" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://filebeam.com/98ddc3d9f91bc224c2fc4d2a13aaa319.jpg" border="0" alt="[تصویر: 98ddc3d9f91bc224c2fc4d2a13aaa319.jpg]" /><br />
تلاش يك ماه.... <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /> <br />
 ديشب  يك شبي خون زديم bt  همرو خفت كرديم <br />
كلي به درو ور نگاه كردم كه يك چيز پيدا كنم با اينجا بخونه و اينجا fix  باشه پيدا نشد <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/sad.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" /><br />
<br />
 ها فقط يك  teleport NPC   اول اينس  بود كه  فيكس بود <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
اون بنده خدا supremus  كلآ يك جور ديگه تو   pg  سپل ميزنه <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/hee hee.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Hee hee" title="Hee hee" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سرنوشت فیل مرده در زیمبابوه!]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2129</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 22:51:31 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2129</guid>
			<description><![CDATA[من چیزی نمیگم تصاویر خودشون گویا هستن !!<br />
دلیل اصلی این کار فقر بیش از حد مردم زیمبابوه است<img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/cry.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cry" title="Cry" /><img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/cry.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cry" title="Cry" /><br />
<span style="font-size: large;">اخه چرا ؟!!!!!!</span><img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/question.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Question" title="Question" /><br />
[img&#93;<img src="http://filebeam.com/718af08d032a949c95e3a7a5a63711ef.jpg" border="0" alt="[تصویر: 718af08d032a949c95e3a7a5a63711ef.jpg&#93;" />[/img&#93;<br />
[img&#93;<img src="http://filebeam.com/52c4bc89f17415320e8b3d693956c934.jpg" border="0" alt="[تصویر: 52c4bc89f17415320e8b3d693956c934.jpg&#93;" />[/img&#93;<br />
[img&#93;<img src="http://filebeam.com/ebfb81d2ee6b2e04121fe8deb1dd8439.jpg" border="0" alt="[تصویر: ebfb81d2ee6b2e04121fe8deb1dd8439.jpg&#93;" />[/img&#93;<br />
[img&#93;<img src="http://filebeam.com/c85e74b6ed5731c744fa54d899b05866.jpg" border="0" alt="[تصویر: c85e74b6ed5731c744fa54d899b05866.jpg&#93;" />[/img&#93;<br />
[img&#93;<img src="http://filebeam.com/6cf3c55b61581aa0b799c579d98d36a0.jpg" border="0" alt="[تصویر: 6cf3c55b61581aa0b799c579d98d36a0.jpg&#93;" />[/img&#93;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[من چیزی نمیگم تصاویر خودشون گویا هستن !!<br />
دلیل اصلی این کار فقر بیش از حد مردم زیمبابوه است<img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/cry.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cry" title="Cry" /><img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/cry.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cry" title="Cry" /><br />
<span style="font-size: large;">اخه چرا ؟!!!!!!</span><img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/question.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Question" title="Question" /><br />
[img]<img src="http://filebeam.com/718af08d032a949c95e3a7a5a63711ef.jpg" border="0" alt="[تصویر: 718af08d032a949c95e3a7a5a63711ef.jpg]" />[/img]<br />
[img]<img src="http://filebeam.com/52c4bc89f17415320e8b3d693956c934.jpg" border="0" alt="[تصویر: 52c4bc89f17415320e8b3d693956c934.jpg]" />[/img]<br />
[img]<img src="http://filebeam.com/ebfb81d2ee6b2e04121fe8deb1dd8439.jpg" border="0" alt="[تصویر: ebfb81d2ee6b2e04121fe8deb1dd8439.jpg]" />[/img]<br />
[img]<img src="http://filebeam.com/c85e74b6ed5731c744fa54d899b05866.jpg" border="0" alt="[تصویر: c85e74b6ed5731c744fa54d899b05866.jpg]" />[/img]<br />
[img]<img src="http://filebeam.com/6cf3c55b61581aa0b799c579d98d36a0.jpg" border="0" alt="[تصویر: 6cf3c55b61581aa0b799c579d98d36a0.jpg]" />[/img]]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بدون شرح !]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2128</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 22:38:00 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2128</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: medium;">روش گدایی چینی ! یک گدا در شهر " ژنگ ژو " در مقابل اتومبیل های در حال عبور در خیابان  زانو می زند و تا پول نگیرد بلند نمی شود</span><br />
[img&#93;<img src="http://filebeam.com/d5a71ed392ab1a7ede429a513ee148dd.jpg" border="0" alt="[تصویر: d5a71ed392ab1a7ede429a513ee148dd.jpg&#93;" />[/img&#93;<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">حضور " بن استیلر " بازیگر فیلم " Avatar" آخرین ساخته جیمز کامرون با آرایش فیلم در مراسم اسکار . استیلر جایزه بهترین آرایش را برد</span><br />
[img&#93;<img src="http://filebeam.com/118d4809cc80985ae4511e039c651780.jpg" border="0" alt="[تصویر: 118d4809cc80985ae4511e039c651780.jpg&#93;" />[/img&#93;<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">عبور یک اتومبیل از میان حلقه آتش در سیبری روسیه درمسابقات  زمستانی ورزش های خطرناک</span><br />
[img&#93;<img src="http://filebeam.com/85b379366aa7d4932d474c8e5c7368eb.jpg" border="0" alt="[تصویر: 85b379366aa7d4932d474c8e5c7368eb.jpg&#93;" />[/img&#93;<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">تخلیه خشم یک زن عصبانی در کلینیکی درمانی به نام " مدیریت خشم زنان " به وسیله خرد کردن ماکت یک تلویزیون ( شن یانگ چین)</span><br />
[img&#93;<img src="http://filebeam.com/8e681758eb3617a20ba078ffa478bab5.jpg" border="0" alt="[تصویر: 8e681758eb3617a20ba078ffa478bab5.jpg&#93;" />[/img&#93;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: medium;">روش گدایی چینی ! یک گدا در شهر " ژنگ ژو " در مقابل اتومبیل های در حال عبور در خیابان  زانو می زند و تا پول نگیرد بلند نمی شود</span><br />
[img]<img src="http://filebeam.com/d5a71ed392ab1a7ede429a513ee148dd.jpg" border="0" alt="[تصویر: d5a71ed392ab1a7ede429a513ee148dd.jpg]" />[/img]<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">حضور " بن استیلر " بازیگر فیلم " Avatar" آخرین ساخته جیمز کامرون با آرایش فیلم در مراسم اسکار . استیلر جایزه بهترین آرایش را برد</span><br />
[img]<img src="http://filebeam.com/118d4809cc80985ae4511e039c651780.jpg" border="0" alt="[تصویر: 118d4809cc80985ae4511e039c651780.jpg]" />[/img]<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">عبور یک اتومبیل از میان حلقه آتش در سیبری روسیه درمسابقات  زمستانی ورزش های خطرناک</span><br />
[img]<img src="http://filebeam.com/85b379366aa7d4932d474c8e5c7368eb.jpg" border="0" alt="[تصویر: 85b379366aa7d4932d474c8e5c7368eb.jpg]" />[/img]<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">تخلیه خشم یک زن عصبانی در کلینیکی درمانی به نام " مدیریت خشم زنان " به وسیله خرد کردن ماکت یک تلویزیون ( شن یانگ چین)</span><br />
[img]<img src="http://filebeam.com/8e681758eb3617a20ba078ffa478bab5.jpg" border="0" alt="[تصویر: 8e681758eb3617a20ba078ffa478bab5.jpg]" />[/img]]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[Cyclone]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2127</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 14:53:29 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2127</guid>
			<description><![CDATA[با سلام <br />
من هیروم رو توی 1 accont ساختم که ماله یکی از دوستام بود و همونجا lvl up کردم.. همه چیز خوب پیش میرفت و هیچ مشکلی نبود تا اینکه هیرو 70 شد..<br />
من 1 اکانت ساختم و خواستم هیرو خودمو چنج اکانت کنم .. اونجا بود که فهمیدم اکانت با ایمل کسه دیگه ای ساخته شده...<br />
خیلی دنباله صاحب ایمیل گشتم تا اینکه بالاخره پیداش کردم.. قضیه رو بهش گفتم اونم گفت مشکلی نیست pgame  بفرست هیروتو بهت میدم.. منم هر کاری گفت کردم.. قرار شد شبش هیرو به من برگردونه.. صبح شد ولی خبری ازش نشد.. فرداش اومد گفت:ایمیل فراموش کردم.. pgame هم استفاده کرده بود..منتظر بود هیرو ایتم دار شه...و امروز هم هیرو رو چنج password کردودزدید.<br />
حالا از آقای نسیم سبحان خواهش میکنم هیرومو به من برگردونه. برای اینکه از صحت موضوع هم مطمئن بشید میتونید IP هارو چک کنید.. یا اینکه توی همین فروم search کنید Cyclone مطمئنم به نتایج خوبی می رسید...این هیرو از lvl1 توی Giuld anathema بوده تا به الان..<br />
 با تشکر از شما.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با سلام <br />
من هیروم رو توی 1 accont ساختم که ماله یکی از دوستام بود و همونجا lvl up کردم.. همه چیز خوب پیش میرفت و هیچ مشکلی نبود تا اینکه هیرو 70 شد..<br />
من 1 اکانت ساختم و خواستم هیرو خودمو چنج اکانت کنم .. اونجا بود که فهمیدم اکانت با ایمل کسه دیگه ای ساخته شده...<br />
خیلی دنباله صاحب ایمیل گشتم تا اینکه بالاخره پیداش کردم.. قضیه رو بهش گفتم اونم گفت مشکلی نیست pgame  بفرست هیروتو بهت میدم.. منم هر کاری گفت کردم.. قرار شد شبش هیرو به من برگردونه.. صبح شد ولی خبری ازش نشد.. فرداش اومد گفت:ایمیل فراموش کردم.. pgame هم استفاده کرده بود..منتظر بود هیرو ایتم دار شه...و امروز هم هیرو رو چنج password کردودزدید.<br />
حالا از آقای نسیم سبحان خواهش میکنم هیرومو به من برگردونه. برای اینکه از صحت موضوع هم مطمئن بشید میتونید IP هارو چک کنید.. یا اینکه توی همین فروم search کنید Cyclone مطمئنم به نتایج خوبی می رسید...این هیرو از lvl1 توی Giuld anathema بوده تا به الان..<br />
 با تشکر از شما.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تغيير نسخه سرور !]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2126</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 14:20:15 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2126</guid>
			<description><![CDATA[سلام<br />
دوستان سوال هایی در مورد تغيير Ptach سرور می كنند كه من اين سوال و جوابها را در اينجا می نويسم .<br />
<br />
- اين حقيقت دارد كه قراره سرور تغيير Patch بده ؟<br />
بله<br />
<br />
- ما نسخه جديد بازی را از كجا بايد تهيه كنيم ؟<br />
حداقل هفت روز قبل از تغيير Patch سرور  DVD ها را در <a href="http://www.pgameserver.com/index.php?forms=salesroom&amp;task=Action" target="_blank">سايت </a>قرار می دهيم .<br />
<br />
- سرور حتما تا سال نو تغيير Patch خواهد داد ؟<br />
خير<br />
ما سعی می كنيم اين كار صورت بگيرد ولی ممكن هست مشكلاتی باعث تعويق آن شوند .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام<br />
دوستان سوال هایی در مورد تغيير Ptach سرور می كنند كه من اين سوال و جوابها را در اينجا می نويسم .<br />
<br />
- اين حقيقت دارد كه قراره سرور تغيير Patch بده ؟<br />
بله<br />
<br />
- ما نسخه جديد بازی را از كجا بايد تهيه كنيم ؟<br />
حداقل هفت روز قبل از تغيير Patch سرور  DVD ها را در <a href="http://www.pgameserver.com/index.php?forms=salesroom&amp;task=Action" target="_blank">سايت </a>قرار می دهيم .<br />
<br />
- سرور حتما تا سال نو تغيير Patch خواهد داد ؟<br />
خير<br />
ما سعی می كنيم اين كار صورت بگيرد ولی ممكن هست مشكلاتی باعث تعويق آن شوند .]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[عجله كاره شيطونه !]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2124</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 11:56:16 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2124</guid>
			<description><![CDATA[سلام<br />
بعضی از دوستان قبل از اين كه من جواب Email آنها را بدهم دوباره Email ای ارسال می كنند و درخواست جواب دادن سريع تر به Email قبلی می شود غافل از اينكه با اينكار موجب می شوند ديرتر جواب خود را بگيرند !<br />
<br />
علت هم اين هست كه Gmail پست های كه از طرف يك نفر ارسال می شود را در يك دسته قرار می دهد و آن دسته را باتوجه به تاريخ آخرين پست ای كه در آن وجود دارد در ليست قرار می دهد .<br />
يعنی اگر شخصی 2 روزه پيش Email ای ارسال كرده باشد و الان يك Email ديگه ارسال كند من Email قبلی او را همان زمانی خواهم ديد كه Email جديد او را می بينم .<br />
<br />
چون من معمولا به پايان Emailها نخواهم رسيد و Inbox من خالی نمي شود اگر اين موضوع رعايت نشود ممكن هست مدتها برای گرفتن جواب خود معطل بمانيد .<br />
<br />
موردی وجود داشت كه هر روز ايمل ميزد كه چرا جواب من را نميدی و بعد از يك هفته هم شروع به فحش دادن هم كرده بود كه چرا جواب داده نمی شود ! <br />
خلاصه بعد از يك ماه كه طرف نااميد شده بود و ديگه ايميل نداده بود من به دسته بندی كه يك آرشيو از ايميل های اين شخص بود رسيده بودم <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
دوستان توجه داشته باشيد كه به علت حجم بسيار بالای ايميل های ارسالی به من حدود 3 يا 4  روز طول می كشد كه من Emailهلی قبل از شما را جواب بدهم به Email شما برسم .<br />
پس اول صبر داشته ياشيد و دوم قبل از اين كه ايميل ای به من ارسال كنيد در فروم دنبال جواب خود بگرديد چون بسياری از جواب ها در فروم نوشته شده و شما به من هم كه ايميل بزنيد من لينك فروم را خواهم داد ! فقط اين وسط شما 3 روز معطل شديد <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/hee hee.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Hee hee" title="Hee hee" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام<br />
بعضی از دوستان قبل از اين كه من جواب Email آنها را بدهم دوباره Email ای ارسال می كنند و درخواست جواب دادن سريع تر به Email قبلی می شود غافل از اينكه با اينكار موجب می شوند ديرتر جواب خود را بگيرند !<br />
<br />
علت هم اين هست كه Gmail پست های كه از طرف يك نفر ارسال می شود را در يك دسته قرار می دهد و آن دسته را باتوجه به تاريخ آخرين پست ای كه در آن وجود دارد در ليست قرار می دهد .<br />
يعنی اگر شخصی 2 روزه پيش Email ای ارسال كرده باشد و الان يك Email ديگه ارسال كند من Email قبلی او را همان زمانی خواهم ديد كه Email جديد او را می بينم .<br />
<br />
چون من معمولا به پايان Emailها نخواهم رسيد و Inbox من خالی نمي شود اگر اين موضوع رعايت نشود ممكن هست مدتها برای گرفتن جواب خود معطل بمانيد .<br />
<br />
موردی وجود داشت كه هر روز ايمل ميزد كه چرا جواب من را نميدی و بعد از يك هفته هم شروع به فحش دادن هم كرده بود كه چرا جواب داده نمی شود ! <br />
خلاصه بعد از يك ماه كه طرف نااميد شده بود و ديگه ايميل نداده بود من به دسته بندی كه يك آرشيو از ايميل های اين شخص بود رسيده بودم <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
دوستان توجه داشته باشيد كه به علت حجم بسيار بالای ايميل های ارسالی به من حدود 3 يا 4  روز طول می كشد كه من Emailهلی قبل از شما را جواب بدهم به Email شما برسم .<br />
پس اول صبر داشته ياشيد و دوم قبل از اين كه ايميل ای به من ارسال كنيد در فروم دنبال جواب خود بگرديد چون بسياری از جواب ها در فروم نوشته شده و شما به من هم كه ايميل بزنيد من لينك فروم را خواهم داد ! فقط اين وسط شما 3 روز معطل شديد <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/hee hee.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Hee hee" title="Hee hee" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[Cyclone]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2123</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 11:44:12 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2123</guid>
			<description><![CDATA[با سلام.<br />
جناب آقای نسیم سبحان <br />
من وقتی دوباره تصمیم به بازی کردن گرفتم  هیروم رو توی اکانت یکی از دوستام ساختم و lvl up کردم تا اینکه هیرو 70 شد . . وقتی خواستم هیرو خودم رو چنج کنم توی اکانت خودم فهمیدم ایمیل اکانت ماله خودش نیست.. کلی دنباله صاحب ایمیل گشتم تا بالاخره پیداش کردم.. طرف اول گفت باشه و قبول کرد گفت pgame بده منم بهش دادم قرار شد شبش چنج بشه ... فرداش اومد گفت امیل یادش رفته... و امروز هم هم هیرو رو ازم گرفت هم pgame<br />
اقای نسیم سبحان از شما خواهشمندم هیروم رو برام به یک اکانت انتقال بدید.. من از وقتی lvl 1 بود توی anathema بودم و همه ی بچه های giuld می تونن اینو تایید کنن... میتونیند از روی IP هم به صحت قضیه پی ببرید...<br />
از شما خواهشمندم هیروم رو(Cyclone) که به این زحمت item دار کردم بهم برگردونید..<br />
 با تشکر از شما.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با سلام.<br />
جناب آقای نسیم سبحان <br />
من وقتی دوباره تصمیم به بازی کردن گرفتم  هیروم رو توی اکانت یکی از دوستام ساختم و lvl up کردم تا اینکه هیرو 70 شد . . وقتی خواستم هیرو خودم رو چنج کنم توی اکانت خودم فهمیدم ایمیل اکانت ماله خودش نیست.. کلی دنباله صاحب ایمیل گشتم تا بالاخره پیداش کردم.. طرف اول گفت باشه و قبول کرد گفت pgame بده منم بهش دادم قرار شد شبش چنج بشه ... فرداش اومد گفت امیل یادش رفته... و امروز هم هم هیرو رو ازم گرفت هم pgame<br />
اقای نسیم سبحان از شما خواهشمندم هیروم رو برام به یک اکانت انتقال بدید.. من از وقتی lvl 1 بود توی anathema بودم و همه ی بچه های giuld می تونن اینو تایید کنن... میتونیند از روی IP هم به صحت قضیه پی ببرید...<br />
از شما خواهشمندم هیروم رو(Cyclone) که به این زحمت item دار کردم بهم برگردونید..<br />
 با تشکر از شما.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[کمربند ایمنی]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2122</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 09:24:44 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2122</guid>
			<description><![CDATA[توجاده پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و میگه چون از صبح اولین كسی هستی كه كمربند ایمنی بستی برنده 100هزار تومن پول شدي. حالا می خواي باهاش چیكار كنی؟ <br />
مرد می گه: می رم گواهینامه می گیرم . <br />
زنش سریع می گه: جناب سروان این وقتی اكس می زنه پرت و پلا می گه . <br />
بچشون از اون پشت می گه: بابا نگفتم با ماشین دزدي قاچاق نكنیم؟ <br />
یه صدا از صندوق عقب می یاد : از مرز رد شدیم یا نه !!!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[توجاده پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و میگه چون از صبح اولین كسی هستی كه كمربند ایمنی بستی برنده 100هزار تومن پول شدي. حالا می خواي باهاش چیكار كنی؟ <br />
مرد می گه: می رم گواهینامه می گیرم . <br />
زنش سریع می گه: جناب سروان این وقتی اكس می زنه پرت و پلا می گه . <br />
بچشون از اون پشت می گه: بابا نگفتم با ماشین دزدي قاچاق نكنیم؟ <br />
یه صدا از صندوق عقب می یاد : از مرز رد شدیم یا نه !!!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بلندترین و بزرگترین چرخ و فلک جهان]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2121</link>
			<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 23:12:46 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2121</guid>
			<description><![CDATA[بلندترین و بزرگترین چرخ و فلک جهان<br />
                                         موسوم به "چشم لندن"<br />
<br />
"London Eye" یا چرخ هزاره بلندترین چرخ و فلک اروپا با ارتفاع ۱۳۵ متر است که به عنوان یکی از جاذبه‌های توریستی لندن محسوب می‌گردد و به عنوان "بلندترین و بزرگترین چرخ و فلک جهان" لقب داده شده است. این چرخ و فلک در ساحل جنوبی رودخانه تایمز و روبروی ساختمان پارلمان بریتانیا واقع شده‌ است که با سرمایه‌گذاری "بریتیش ایرویز" یا سازمان "هواپیمایی بریتانیا" به مناسبت آغاز "هزاره سوم میلادی" یا "ملانیوم" جدید با صرف هفتاد میلیون پوند احداث شده و از سال ۲۰۰۰ در معرض استفاده قرار گرفت. چشم لندن از زمان افتتاح تا ماه مه سال ۲۰۰۶ به عنوان بلندترین چرخ و فلک جهان شناخته می‌شد عنوانی که در همان سال به چرخ و فلک ستاره نانچنگ رسید.<br />
<br />
چشم لندن دارای 32 محفظه کپسول مانند به شکل دماغه هواپیماست که هر کدام 25 سرنشین ظرفیت دارد. یعنی جمعاً 750 سرنشین می توانند همزمان بر آن نشسته و از فراز رود تایمز، شهر لندن را نظاره کنند. به اعتقاد دوید مارکس و ژولیا بارفیلد معماران هلندی سازندگان این چرخ فلک بزرگ، بشر همواره آرزوی پرواز داشته، از اینرو روش های مختلفی برای پرواز کردن خلق و اختراع کرده است.<br />
<br />
در عین حال، چشم لندن برای صاحبانش، یعنی هواپیمایی بریتانیا و کسانی که از صنعت توریسم لندن استفاده می کنند، حکم معدن سرشار ثروت را دارد. از ابتدای راه اندازی این چرخ و فلک کزایی تاکنون، سالیانه ده میلیون نفر از آن استفاده کرده اند و هر سرنشین یازده پوند در قلک توریسم لندن واریز کرده است. یعنی این چرخ همیشه در گردش که چیزی جز چند قطعه فلز و چند نفر گرداننده آن نیست، به تنهایی سالیانه صد و یازده میلیون پوند (قریب به صد و شصت میلیارد تومان) سرمایه را بابت جذب توریسم نصیب بریتانیا کرده است.<br />
<br />
چشم لندن با سرعت کم به نحو دائم در گردش است و سرنشینان به تدریج سوار و پیاده می شوند، به نحوی که در هر ساعت 1600 سرنشین می توانند بر آن سوار شوند. بزرگی چشم لندن به حدی است که از فاصله نزدیک به 50 کیلومتری قابل مشاهده است و برای سرنشینان آن هر دور گردش چشم لندن 30 دقیقه طول می کشد. سالانه ده میلیون نفر بر این چرخ و فلک سوار می شوند و آن را به یکی از بزرگترین منابع جذب توریست بریتانیا تبدیل کرده اند. چشم لندن نه تنها از نظر سرگرمی و تفریح و صنعت توریسم، بلکه از نظر یک نماد فرهنگی و همینطور جایگاه و تاثیر آن بر فضای شهری و معماری لندن، و از نظر تجربه ای که برای سرنشینان آن به وجود می آورد پدیده ای قابل مطالعه و جالب است ...<br />
[img&#93;<img src="http://filebeam.com/08c2967464890f7708861977a02ad6e3.jpg" border="0" alt="[تصویر: 08c2967464890f7708861977a02ad6e3.jpg&#93;" />[/img&#93;<br />
[img&#93;<img src="http://filebeam.com/8ea01002b9f841ec1fecc5219678e591.jpg" border="0" alt="[تصویر: 8ea01002b9f841ec1fecc5219678e591.jpg&#93;" />[/img&#93;<br />
[img&#93;<img src="http://filebeam.com/529bb09e4d21cbbd4f174cca9406bcce.jpg" border="0" alt="[تصویر: 529bb09e4d21cbbd4f174cca9406bcce.jpg&#93;" />[/img&#93;<br />
[img&#93;<img src="http://filebeam.com/13185db516113ca53d288bccdb7b197d.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13185db516113ca53d288bccdb7b197d.jpg&#93;" />[/img&#93;<br />
[img&#93;<img src="http://filebeam.com/a5d71e062b9c7d33ce0b485d3371198b.jpg" border="0" alt="[تصویر: a5d71e062b9c7d33ce0b485d3371198b.jpg&#93;" />[/img&#93;<br />
[img&#93;<img src="http://filebeam.com/88f487a05b51f250d813f9dd8095b624.jpg" border="0" alt="[تصویر: 88f487a05b51f250d813f9dd8095b624.jpg&#93;" />[/img&#93;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بلندترین و بزرگترین چرخ و فلک جهان<br />
                                         موسوم به "چشم لندن"<br />
<br />
"London Eye" یا چرخ هزاره بلندترین چرخ و فلک اروپا با ارتفاع ۱۳۵ متر است که به عنوان یکی از جاذبه‌های توریستی لندن محسوب می‌گردد و به عنوان "بلندترین و بزرگترین چرخ و فلک جهان" لقب داده شده است. این چرخ و فلک در ساحل جنوبی رودخانه تایمز و روبروی ساختمان پارلمان بریتانیا واقع شده‌ است که با سرمایه‌گذاری "بریتیش ایرویز" یا سازمان "هواپیمایی بریتانیا" به مناسبت آغاز "هزاره سوم میلادی" یا "ملانیوم" جدید با صرف هفتاد میلیون پوند احداث شده و از سال ۲۰۰۰ در معرض استفاده قرار گرفت. چشم لندن از زمان افتتاح تا ماه مه سال ۲۰۰۶ به عنوان بلندترین چرخ و فلک جهان شناخته می‌شد عنوانی که در همان سال به چرخ و فلک ستاره نانچنگ رسید.<br />
<br />
چشم لندن دارای 32 محفظه کپسول مانند به شکل دماغه هواپیماست که هر کدام 25 سرنشین ظرفیت دارد. یعنی جمعاً 750 سرنشین می توانند همزمان بر آن نشسته و از فراز رود تایمز، شهر لندن را نظاره کنند. به اعتقاد دوید مارکس و ژولیا بارفیلد معماران هلندی سازندگان این چرخ فلک بزرگ، بشر همواره آرزوی پرواز داشته، از اینرو روش های مختلفی برای پرواز کردن خلق و اختراع کرده است.<br />
<br />
در عین حال، چشم لندن برای صاحبانش، یعنی هواپیمایی بریتانیا و کسانی که از صنعت توریسم لندن استفاده می کنند، حکم معدن سرشار ثروت را دارد. از ابتدای راه اندازی این چرخ و فلک کزایی تاکنون، سالیانه ده میلیون نفر از آن استفاده کرده اند و هر سرنشین یازده پوند در قلک توریسم لندن واریز کرده است. یعنی این چرخ همیشه در گردش که چیزی جز چند قطعه فلز و چند نفر گرداننده آن نیست، به تنهایی سالیانه صد و یازده میلیون پوند (قریب به صد و شصت میلیارد تومان) سرمایه را بابت جذب توریسم نصیب بریتانیا کرده است.<br />
<br />
چشم لندن با سرعت کم به نحو دائم در گردش است و سرنشینان به تدریج سوار و پیاده می شوند، به نحوی که در هر ساعت 1600 سرنشین می توانند بر آن سوار شوند. بزرگی چشم لندن به حدی است که از فاصله نزدیک به 50 کیلومتری قابل مشاهده است و برای سرنشینان آن هر دور گردش چشم لندن 30 دقیقه طول می کشد. سالانه ده میلیون نفر بر این چرخ و فلک سوار می شوند و آن را به یکی از بزرگترین منابع جذب توریست بریتانیا تبدیل کرده اند. چشم لندن نه تنها از نظر سرگرمی و تفریح و صنعت توریسم، بلکه از نظر یک نماد فرهنگی و همینطور جایگاه و تاثیر آن بر فضای شهری و معماری لندن، و از نظر تجربه ای که برای سرنشینان آن به وجود می آورد پدیده ای قابل مطالعه و جالب است ...<br />
[img]<img src="http://filebeam.com/08c2967464890f7708861977a02ad6e3.jpg" border="0" alt="[تصویر: 08c2967464890f7708861977a02ad6e3.jpg]" />[/img]<br />
[img]<img src="http://filebeam.com/8ea01002b9f841ec1fecc5219678e591.jpg" border="0" alt="[تصویر: 8ea01002b9f841ec1fecc5219678e591.jpg]" />[/img]<br />
[img]<img src="http://filebeam.com/529bb09e4d21cbbd4f174cca9406bcce.jpg" border="0" alt="[تصویر: 529bb09e4d21cbbd4f174cca9406bcce.jpg]" />[/img]<br />
[img]<img src="http://filebeam.com/13185db516113ca53d288bccdb7b197d.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13185db516113ca53d288bccdb7b197d.jpg]" />[/img]<br />
[img]<img src="http://filebeam.com/a5d71e062b9c7d33ce0b485d3371198b.jpg" border="0" alt="[تصویر: a5d71e062b9c7d33ce0b485d3371198b.jpg]" />[/img]<br />
[img]<img src="http://filebeam.com/88f487a05b51f250d813f9dd8095b624.jpg" border="0" alt="[تصویر: 88f487a05b51f250d813f9dd8095b624.jpg]" />[/img]]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شاد بودن معجزه نمی خواهد!]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2119</link>
			<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 13:31:17 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2119</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: large;">شاد بودن معجزه نمی خواهد فقط با شادی سر دعوا نداشته باشید!</span><br />
<br />
در دنیایی زندگی می‏کنیم که مملو از نامرادی ها، فقر، خشونت، استرس، رقابت و انواع گوناگونی از غصه و ناراحتی است. این مسائل نگران کننده محیط اطراف ما را در برگرفته‏اند. پس بدیهی است که بخشی از تفکر روزمره ما به این مسائل و مشکلات معطوف شود. اما عقیده منطقی بر این است که رهایی از این شرایط تنها در دست خود انسان‏هاست. در حقیقت این خود انسان‏ها هستند که می‏توانند خود را درگیر مشکلات غمبار زندگی کرده و در عین حال محیط شاد و با طراوتی برای خود ایجاد کنند.<br />
<br />
[:: تغییر نگرش<br />
این نخستین گام و در عین حال مهمترین بخش از فرآیند شاد کردن محیط زندگی است. بر اساس این استراتژی فرد باید به این نتیجه برسد که از لحاظ روحی و روانی نیز باید خود را آماده پذیرفتن شرایط محیطی جدیدی کند. زمانی که شخص درگیر مسائل مختلف زندگی است و دوست دارد که پذیرای شادی و نشاط باشد، به نوعی درگیر "تغییر" خواهد شد پس آمادگی برای این تغییر شرایط بسیار مهم است. بنابراین پیش از به خواب رفتن، ذهن خود را برای فردایی تازه و گام برداشتن به سوی از بین بردن تک‏ تک موانع در این فرآیند آماده کنید. در این صورت فردا که از خواب برمی‏خیزید بسیار سبک‏تر و با روحیه‏تر خواهید بود.<br />
<br />
[:: یک لبخند بزرگ به زندگی<br />
یک لبخند بزرگ می‏تواند بهترین نشانه برای یک تفکر و روحیه شاد باشد. این کار نه تنها موجب می‏شود که احساس بهتری داشته باشید، بلکه آهنگ بهتر و شاد‏تری برای ادامه روز و انجام سایر فعالیت‏های روزمره ایجاد می‏کنید. در حقیقت با همین تک لبخند بزرگ می‏توانید به زندگی خود آهنگ دلنشینی ببخشید. از آن گذشته با این کار توجه و علاقه شمار بیشتری از مردم را به سوی خود جلب می‏کنید، افرادی که خود عمدتاً درگیر مسائل زندگی هستند و به دنبال فرار از این شرایط سراغ افرادی نظیر شما را می‏گیرند.<br />
<br />
[:: مراقب تنبلی فکرتان باشید<br />
این یک خواسته طبیعی برای هر انسانی است که می‏خواهد شادی را در زندگی تجربه کند. سعی کنید همیشه خود را در تیررس دیدگان افراد زیادی ترسیم کنید که حالات و رفتار شما را به صورت لحظه به لحظه دنبال می‏کنند. همیشه از ذهنتان کار بکشید. حتی اگر فرد پیر و بازنشسته‏ای شده‏اید، خود را سرگرم کنید تا همواره بر شمار سلول‏های مغزی‏تان افزوده شود. شطرنج بازی کنید. از انجام بازی‏های ویدئویی لذت ببرید، جدول حل کنید و با فکر کردن و پیدا کردن پاسخی مناسب برای معماهای مختلف، شرایط را برای شاد شدن یا حفظ شادی در زندگی مهیا کنید.<br />
<br />
[:: نسبت به آنچه دارید شکر گزار باشید<br />
همیشه به آینده و دستیابی به موقعیت‏های برتر در زندگی فکر کنید اما در عین حال از زمان حال و شرایط فعلی خود غافل نشوید. اینگونه با خود فکر کنید که در گذشته به داشتن شرایط فعلی خود غبطه می‏خورید و روزی دوست داشتید که به اینجا برسید. پس اکنون که این شرایط را به دست آورده‏اید، به نوعی در زندگی خود شاد هستید. پس نباید شکرگزاری را فراموش کنید. در این صورت است که از هم اکنون می‏توانید به فردایی بهتر و دستیابی به موقعیت‏های کاری و درآمدزایی مناسب‏تر فکر کنید.<br />
<br />
[:: و امید به خوش شانس بودن را فراموش نکنید<br />
حتی اگر در بدترین مخمصه‏ها نیز گیر کرده‏اید، اگر فردا باید بدهی سنگینی را پرداخت کنید اما پول کافی ندارید و اگر رویای بزرگی در ذهن دارید اما توانایی دستیابی به آن را ندارید، امیدتان را از دست ندهید. شانس برای آن دسته از افرادی بیشتر پیش می‏آید که امید خود را همواره حفظ می‏کنند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: large;">شاد بودن معجزه نمی خواهد فقط با شادی سر دعوا نداشته باشید!</span><br />
<br />
در دنیایی زندگی می‏کنیم که مملو از نامرادی ها، فقر، خشونت، استرس، رقابت و انواع گوناگونی از غصه و ناراحتی است. این مسائل نگران کننده محیط اطراف ما را در برگرفته‏اند. پس بدیهی است که بخشی از تفکر روزمره ما به این مسائل و مشکلات معطوف شود. اما عقیده منطقی بر این است که رهایی از این شرایط تنها در دست خود انسان‏هاست. در حقیقت این خود انسان‏ها هستند که می‏توانند خود را درگیر مشکلات غمبار زندگی کرده و در عین حال محیط شاد و با طراوتی برای خود ایجاد کنند.<br />
<br />
[:: تغییر نگرش<br />
این نخستین گام و در عین حال مهمترین بخش از فرآیند شاد کردن محیط زندگی است. بر اساس این استراتژی فرد باید به این نتیجه برسد که از لحاظ روحی و روانی نیز باید خود را آماده پذیرفتن شرایط محیطی جدیدی کند. زمانی که شخص درگیر مسائل مختلف زندگی است و دوست دارد که پذیرای شادی و نشاط باشد، به نوعی درگیر "تغییر" خواهد شد پس آمادگی برای این تغییر شرایط بسیار مهم است. بنابراین پیش از به خواب رفتن، ذهن خود را برای فردایی تازه و گام برداشتن به سوی از بین بردن تک‏ تک موانع در این فرآیند آماده کنید. در این صورت فردا که از خواب برمی‏خیزید بسیار سبک‏تر و با روحیه‏تر خواهید بود.<br />
<br />
[:: یک لبخند بزرگ به زندگی<br />
یک لبخند بزرگ می‏تواند بهترین نشانه برای یک تفکر و روحیه شاد باشد. این کار نه تنها موجب می‏شود که احساس بهتری داشته باشید، بلکه آهنگ بهتر و شاد‏تری برای ادامه روز و انجام سایر فعالیت‏های روزمره ایجاد می‏کنید. در حقیقت با همین تک لبخند بزرگ می‏توانید به زندگی خود آهنگ دلنشینی ببخشید. از آن گذشته با این کار توجه و علاقه شمار بیشتری از مردم را به سوی خود جلب می‏کنید، افرادی که خود عمدتاً درگیر مسائل زندگی هستند و به دنبال فرار از این شرایط سراغ افرادی نظیر شما را می‏گیرند.<br />
<br />
[:: مراقب تنبلی فکرتان باشید<br />
این یک خواسته طبیعی برای هر انسانی است که می‏خواهد شادی را در زندگی تجربه کند. سعی کنید همیشه خود را در تیررس دیدگان افراد زیادی ترسیم کنید که حالات و رفتار شما را به صورت لحظه به لحظه دنبال می‏کنند. همیشه از ذهنتان کار بکشید. حتی اگر فرد پیر و بازنشسته‏ای شده‏اید، خود را سرگرم کنید تا همواره بر شمار سلول‏های مغزی‏تان افزوده شود. شطرنج بازی کنید. از انجام بازی‏های ویدئویی لذت ببرید، جدول حل کنید و با فکر کردن و پیدا کردن پاسخی مناسب برای معماهای مختلف، شرایط را برای شاد شدن یا حفظ شادی در زندگی مهیا کنید.<br />
<br />
[:: نسبت به آنچه دارید شکر گزار باشید<br />
همیشه به آینده و دستیابی به موقعیت‏های برتر در زندگی فکر کنید اما در عین حال از زمان حال و شرایط فعلی خود غافل نشوید. اینگونه با خود فکر کنید که در گذشته به داشتن شرایط فعلی خود غبطه می‏خورید و روزی دوست داشتید که به اینجا برسید. پس اکنون که این شرایط را به دست آورده‏اید، به نوعی در زندگی خود شاد هستید. پس نباید شکرگزاری را فراموش کنید. در این صورت است که از هم اکنون می‏توانید به فردایی بهتر و دستیابی به موقعیت‏های کاری و درآمدزایی مناسب‏تر فکر کنید.<br />
<br />
[:: و امید به خوش شانس بودن را فراموش نکنید<br />
حتی اگر در بدترین مخمصه‏ها نیز گیر کرده‏اید، اگر فردا باید بدهی سنگینی را پرداخت کنید اما پول کافی ندارید و اگر رویای بزرگی در ذهن دارید اما توانایی دستیابی به آن را ندارید، امیدتان را از دست ندهید. شانس برای آن دسته از افرادی بیشتر پیش می‏آید که امید خود را همواره حفظ می‏کنند.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چهار شنبه سوری]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2118</link>
			<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 10:37:32 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2118</guid>
			<description><![CDATA[گوگل براي اغلب مناسبت‌هاي جهاني، لوگوي ويژه ‌اي را به‌جاي لوگوي هميشه‌گي‌اش قرار مي‌دهد. نوروز سال (1381) هم لوگوي نوروزي اين سايت در صفحه‌ اولش قرار گرفت اما بعدازآن ديگر اين كار تكرار نشد و حتا اين لوگو روي آرشيو لوگوهاي مناسبتي گوگل هم قرار نگرفت. ولي دو سال بعد با تلاش همه ايرانيان مخصوصا وبلاگ نويسان و سايتها اينترنتي و فرستادن ايميل وکامنت به سايت گوگل موفق شدن لوگوي اين جشن باستاني را در صفحه گوگل جا دهند واين رسم را به جهانيان معرفي کنند.وحال نوروزايراني هم مانند كريسمس و مراسم سال‌نوي چيني‌ها به‌رسميت بشناسد.بیایید امسال نیز از گوگل درخواست کنیم تا برای اولین بار لوگوی خود را در شب چهار شنبه سوری عوض کندوتاثییر این کار را دست کم نگیرید فقط با یک ایمیل ساده که چند دقیقه وقت نمی گیرد ودیگران درتویتر و فیس بوک و فرند فید و انجمنهای اینترنتی راتشویق به این کار کنید پس اگر می خواهید چهارشنبه سوری امسال وقتی کاربران صفحه گوگل را باز می کنند یک لوگو همانند این ببینند زودتر دست بکار شوید.<br />
<br />
<img src="http://up.iranblog.com/37261/1267872525.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267872525.jpg&#93;" /><br />
<br />
. متن زیر را به press@google.com ویا help@google.com ای-میل بزنید<br />
<br />
Logo For Persian Celebration<br />
Dear Google Team We will be grateful if Google put a special logo for the Iranian celebration (Chaharshanbe Suri) on its main page on March 16th and 17th . Suri is the last Wednesday of solar year( Persian Calendar) and is the most important celebration for many nations including Iranians, Kurds, Azeris, and some other nations …and I am sure all of them will be impressed and appreciated by this act of Google.<br />
Appreciated,<br />
please refer to this address : <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Chaharshanbe_Suri" target="_blank">http://en.wikipedia.org/wiki/Chaharshanbe_Suri</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[گوگل براي اغلب مناسبت‌هاي جهاني، لوگوي ويژه ‌اي را به‌جاي لوگوي هميشه‌گي‌اش قرار مي‌دهد. نوروز سال (1381) هم لوگوي نوروزي اين سايت در صفحه‌ اولش قرار گرفت اما بعدازآن ديگر اين كار تكرار نشد و حتا اين لوگو روي آرشيو لوگوهاي مناسبتي گوگل هم قرار نگرفت. ولي دو سال بعد با تلاش همه ايرانيان مخصوصا وبلاگ نويسان و سايتها اينترنتي و فرستادن ايميل وکامنت به سايت گوگل موفق شدن لوگوي اين جشن باستاني را در صفحه گوگل جا دهند واين رسم را به جهانيان معرفي کنند.وحال نوروزايراني هم مانند كريسمس و مراسم سال‌نوي چيني‌ها به‌رسميت بشناسد.بیایید امسال نیز از گوگل درخواست کنیم تا برای اولین بار لوگوی خود را در شب چهار شنبه سوری عوض کندوتاثییر این کار را دست کم نگیرید فقط با یک ایمیل ساده که چند دقیقه وقت نمی گیرد ودیگران درتویتر و فیس بوک و فرند فید و انجمنهای اینترنتی راتشویق به این کار کنید پس اگر می خواهید چهارشنبه سوری امسال وقتی کاربران صفحه گوگل را باز می کنند یک لوگو همانند این ببینند زودتر دست بکار شوید.<br />
<br />
<img src="http://up.iranblog.com/37261/1267872525.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1267872525.jpg]" /><br />
<br />
. متن زیر را به press@google.com ویا help@google.com ای-میل بزنید<br />
<br />
Logo For Persian Celebration<br />
Dear Google Team We will be grateful if Google put a special logo for the Iranian celebration (Chaharshanbe Suri) on its main page on March 16th and 17th . Suri is the last Wednesday of solar year( Persian Calendar) and is the most important celebration for many nations including Iranians, Kurds, Azeris, and some other nations …and I am sure all of them will be impressed and appreciated by this act of Google.<br />
Appreciated,<br />
please refer to this address : <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Chaharshanbe_Suri" target="_blank">http://en.wikipedia.org/wiki/Chaharshanbe_Suri</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[server is down!!!]]></title>
			<link>http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2117</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 15:32:10 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=2117</guid>
			<description><![CDATA[سلام بر همه<br />
ادمین عزیز قبل از سروع مطلبم 2باره به شما تسلیت میگم<br />
<br />
میخواستم دلیل off بودن سرور هارد رو بدونم <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/I dont know.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="I don't know" title="I don't know" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام بر همه<br />
ادمین عزیز قبل از سروع مطلبم 2باره به شما تسلیت میگم<br />
<br />
میخواستم دلیل off بودن سرور هارد رو بدونم <img src="http://www.pgameforum.com/images/smilies/I dont know.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="I don't know" title="I don't know" />]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>