رتبه موضوع:
  • 31 رای - 3.39 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
متن هاي زيبا و عاطفي (ورژن جديد)
#1
ميخ هاي روي يوار
پسر بچه اي اخلاق خوبي نداشت.پدرش يك جعبه ميخ به او داد و گفت هر بار عصباني مي شوي بايد يك ميخ را به ديوار بكوبي
روز اول پسر 37 ميخ به ديوار كوبيد . طي چند هفته همان طور كه ياد مي گرفت چگونه عصبانيتش را كنترل كند تعداد ميخ هاي كوبيده شده به ديوار هم كمتر مي شد.زيرا او فهميد كنترل كردن عصبانيت اش آسان تر از كوبيدن ميخ ها به ديوار است...
بالاخره روزي رسيد كه پسر ديگر عصباني نمي شد . او اين مسئله را به پدرش گفت و پدر وي پيشنهاد داد كه هر بار كه توانست عصبانيتش را كنترل كند يك ميخ را از ديوار بيرون بياورد
روز ها گذشت و پسر بچه بالاخره به پدرش كفت كه نمامي ميخ ها را از ديوار بيرون آورده
پدر دست پسرك را گرفت و به كنار ديوار برد و گفتCry پسرم ! تو كار خوبي انجام دادي و توانستي بر خشم پيروز شوي .اما به سوراخ هاي ديوار نگاه كن . ديوار ديگر مثل اولش نمي شود . وقتي در هنگام عصبانيت حرف هايي رو مي زني اين حرف ها چنين آثاري از خود به جا مي گذارند . تو مي تواني چاقويي در دل انساني فرو ببري و آن را بيرون بكشي . اما هزاران بار عذر خواهي هم بي فايده است. آن زخم سر جايش است . زخم زبان نيز مثل زخم چاقو دردناك است .
بعدي







سيزده نكته مهم زندگي و عشقي از نظر گابريل گارسيا ماركز
1 : دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو . بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام بودن با تو پيدا مي كنم .
2 : هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود .
3 : اگر كسي تو را آن گونه كه مي خواهي دوست ندارد . به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد .
4 : دوست واقعي كسي است كه دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند .
5 : بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد .
6 : هرگز لبخند را ترك نكن . حتي وقتي ناراحتي وقتي ناراحتي چون هر كس ممكن است عاشق لبخند تو شود .
7 : تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي . ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي .
8 : هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش رو با تو بگذراند . نگذران
9: شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را .به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تئاني شكر گذار باشي
10 : به چيزي كه گذشت غم نخور . به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.
11 : هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند . با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و مواظب باش به كسي كه تو را آزرده دوباره اعتماد نكني .
12 : خودت را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از اينكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد .
13 : زياد از حد خود را تحت فشار نگذار . بهترين چيز ها زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري .
بعدي







مادر من فقط یك چشم داشت. من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت
یك روز اون اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره
خیلی خجالت كشیدم. آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟
به روی خودم نیاوردم، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم و فورا از اونجا دور شدم
روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت، هووو، مامان تو فقط یك چشم داره!
فقط دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم.
كاش زمین دهن وا میكرد و منو ، كاش مادرم یه جوری گم و گور میشد
روز بعد بهش گفتم، اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال كنی چرا نمی میری ؟!!!
اون هیچ جوابی نداد....
حتی یك لحظه هم راجع به حرفی كه زدم فكر نكردم، چون خیلی عصبانی بودم.
احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت
دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم
سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم
اونجا ازدواج كردم، واسه خودم خونه خریدم، زن و بچه و زندگی
از زندگی، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم
تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من
اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه هاشو
وقتی ایستاده بود دم در، بچه ها به اون خندیدند
و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بیاد اینجا اونم بی خبر
سرش داد زدم، چطور جرات كردی بیای به خونه من و بچه ها رو بترسونی؟!
گم شو از اینجا! همین حالا
اون به آرامی جواب داد، اوه خیلی معذرت میخوام.
مثل اینكه آدرس رو عوضی اومدم، و بعد فورا رفت و از نظر ناپدید شد
یك روز، یك دعوت نامه اومد در خونه من در سنگاپور
برای شركت در جشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه
ولی من به همسرم به دروغ گفتم كه به یك سفر كاری میرم
بعد از مراسم، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون البته فقط از روی كنجكاوی
همسایه ها گفتن كه اون مرده
ولی من حتی یك قطره اشك هم نریختم
اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن
ای عزیزترین پسر من، من همیشه به فكر تو بوده ام.
منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میای اینجا
ولی من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بیام تو رو ببینم
وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم
آخه میدونی ... وقتی تو خیلی كوچیك بودی، تو یه تصادف، یك چشمت رو از دست دادی
به عنوان یك مادر، نمی تونستم تحمل كنم و ببینم كه تو داری بزرگ میشی با یك چشم
بنابراین چشم خودم رو دادم به تو
برای من اقتخار بود كه پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور كامل ببینه
با همه عشق و علاقه من به تو
مادرت
بعدي





مارمولك
شخصي مشغول تخريب ديوار قديمي خانه اش بود تا آنرا نوسازي كند. توضيح اينكه منازل ژاپني بنابر شرايط محيطي داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند.
اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود.
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد خيلي تعجب كرد ! اين ميخ چهار سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود !
اما براستي چه اتفاقي افتاده بود ؟ كه در يک قسمت تاريک آنهم بدون كوچكترين حرکت، يك مارمولک توانسته بمدت چهار سال در چنين موقعيتي زنده مانده !
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است. متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.
در اين مدت چکار مي کرده ؟ چگونه و چي مي خورده ؟
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد !
مرد شديدا منقلب شد ! چهار سال مراقبت. و این است عشق ! يك موجود كوچك با عشقي بزرگ !
ادمين اين چه وضعيه ؟؟SadSad
نمي شه درست تو فروم مطلب گذاشت
50 بار اينا رو نوشتم
CryCryCry
هروقت ازراه رفتن خسته شدی بدو ...
پاسخ
#2
واقعا دمت گرم. همینApplause Applause Applause
پرسید: سیگارت را ترک کردی؟
گفتم: نه- کبریت را ترک کردم!
سیگار را با سیگار روشن می کنم...!
پاسخ
تشکر شده توسط Artina jon
#3
مرسي!
ادمين اگه داري اين كارو مي كني كه من بجاي Spam بخوام Thx بدم و برم تو قالب قبلي سخت در اشتباهي :p!
به امید اون روز
که سیاسی نیست
سروریه
هرکی گفت کدوم روزه؟
پاسخ
تشکر شده توسط
#4
من که واقعا لذت بردم خیلی باحال بود Shy
پاسخ
تشکر شده توسط
#5
خيلي زيبا بود . آفرين 100 بارApplause
NICe >>GOOD
قانون جاذبه افكار : هرچيز كه در موردش فكر كنيد خوب يا بد اتفاق مي افته .
پاسخ
تشکر شده توسط
#6
بیاد بالا بد نیست.

خیلی داستان های زیبا و آموزنده ای هستن
یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایانه
پاسخ
تشکر شده توسط
#7
(28-07-2009, 06:44 PM)Ali_PC نوشته:  11 : هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند . با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و مواظب باش به كسي كه تو را آزرده دوباره اعتماد نكني .
12 : خودت را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از اينكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد .
13 : زياد از حد خود را تحت فشار نگذار . بهترين چيز ها زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري .

IdeaIdeaIdeaHee heeHee heeHee hee
[عکس: rcpmawj5tmcjfyzvn2n4.gif]
پاسخ
تشکر شده توسط
#8
مارمولک منو تحت تاثیر قرار داد!Sad
صبركن سهراب! گفته بودي قايقى خواهم ساخت، دورخواهم شداز این خاك غریب قايقت جا دارد؟!؟ من هم از همهمه ي اهلِ زمين دلگيرم...!
پاسخ
تشکر شده توسط
#9
یادم بخیر ...
هروقت ازراه رفتن خسته شدی بدو ...
پاسخ
تشکر شده توسط †Dark† , H3X , Juli.F
#10
http://www.pgameforum.com/showthread.php?tid=5821
واقعا وقتی می بینم از پست تکراری تشکر میشه ولی از تاپیک اصلی تشکر نمیشه خیلی حال می کنم Wink
سوءتفاهم نشه ها ... 100% منظورم ADMIN بود :d
هروقت ازراه رفتن خسته شدی بدو ...
پاسخ
تشکر شده توسط Juli.F


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  متن هاي زيبا و عاطفي (بخوني ضرر نكردي) Ali_PC 6 4,384 19-10-2010, 02:00 PM
آخرین ارسال: emad_youz
  شعري زيبا از سهراب سپهري با ترجمه انگليسي Pirboznge 0 322 19-04-2010, 08:19 PM
آخرین ارسال: Pirboznge

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 2 مهمان