ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع:
  • 11 رای - 2.36 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حسنی نگو یه دسته گل..
نویسنده پیام
Mohsen Beygi آنلاین
صاحب خونه
******

پست‌ها: 3,811
تاریخ عضویت: Nov 2009
اعتبار: 115
تشکر: 3152
8336 تشکر شده در 1249 ارسال
ارسال: #1
Rolleyes  حسنی نگو یه دسته گل..
[عکس: 12905329551.jpg&t=1]

توي ده شلمرود
حسني تک و تنها بود


حسني نگو بلا بگو
تنبل تنبلا بگو
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه
نه فلفلي نه قلقلي
نه مرغ زرد کاکلي
هيچکس باهاش رفيق نبود
تنها روي سه پايه نشسته بود تو سايه
باباش ميگفت: حسني مياي بريم حموم؟
نه نميام نه نميام
سرتو مي خواي اصلاح کني؟
نه نمي خوام نه نمي خوام


کره الاغ کدخدا
يورتمه مي رفت تو کوچه ها
الاغه چرا يورتمه ميري؟
دارم ميرم بار ببرم
ديرم شده عجله دارم
الاغ خوب و نازنين
سر در هوا سم بر زمين
يالت بلند و پرمو
دمت مثال جارو
يک کمي به من سواري ميدي؟
-نه که نميدم
چرا نميدي؟
واسه اينکه من تميزم
پيش همه عزيزم اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه!


غاز پريد تو استخر
تو اردکي يا غازي؟
من غاز خوش زبان
مياي بريم به بازي؟
نه جانم
چرا نمياي؟
واسه اينکه من
صبح تا غروب
ميون آب کنار جو
مشغول کار شستشو
اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه


در وا شد و يه جوجه
دويد و اومد تو کوچه
جيک جيک کنان
گردش زنان
اومدو اومد پيش حسني
جوجه کوچولو
کوچول موچولو
مياي با من بازي کني؟
مادرش اومد قدقدقدا
برو خونتون تو رو به خدا
جوجه ريزه ميزه
ببين چقد تميزه؟
اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه


حسني با چشم گريون
پا شد و اومد تو ميدون:
آي فلفلي آي قلقلي
مياين با من بازي کنين؟
نه که نميايم
چرا نمياين؟
فلفلي گفت:
من و داداشم
و بابام و عموم
هفته‌اي دو بار ميريم حموم
اما تو چي؟
قلقلي گفت:نگاش کنين
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه


حسني دويد پيش باباش
حسني مياي بريم حموم؟
ميام ميام
سرتو ميخواي اصلاح کني؟
ميخوام ميخوام
حسني نگو يه دسته گل
تر و تميز و تپل مپل


الاغ و خروس و جوجه غاز و ببعي
با فلفلي با قلقلي با مرغ زرد کاکلي
حلقه زدن دور حسن
الاغه ميگفت:
اگه کاري نداري بريم الاغ سواري
خروسه مي گفت:
قوقولي قوقو قوقولي قوقو
هر چي ميخواي فوري بگو
مرغه مي‌گفت:
حسني برو تو کوچه
بازي بکن با جوجه
غاز مي‌گفت:
حسني بيا با همديگه بريم شنا
توي ده شلمرود
حسني ديگه تنها نبود


شعري از منوچهر احترامي که مجموعه‌هاي «حسني»اش تا به حال توسط 280 ناشر بدون اجازه‌اش چاپ شده‌است!
[عکس: 4206_orig.jpg]
(آخرین ویرایش در 12-30-2010 11:57 AM توسط Mohsen Beygi.)
12-30-2010 11:57 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط Darkterror , MØsibat , Aleria , Deathnight , Juli.F , ehsan_tep , shelter , mansour , Sr.Royal , bermooda , Soul Keeper , †Dark† , Terrible , Miller , miladtala
MØsibat غایب
پايه ثابت
*****

پست‌ها: 759
تاریخ عضویت: Jul 2009
اعتبار: 53
تشکر: 1961
2036 تشکر شده در 175 ارسال
ارسال: #2
RE: حسنی نگو یه دسته گل..
این داستان یاداور خاطرات خوبه پیش دبستانی منه.

چقدر منو واسه ی این که اسمم حسن بود مسخره کردن.

ولی هنوزم این داستان رو دوست دارم. یادمه مجبور بودیم شعرش رو حفظ کنیم (البته فقط ورس اولشو)

یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایانه
12-30-2010 02:24 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط Mohsen Beygi , Deathnight , bermooda
Mohsen Beygi آنلاین
صاحب خونه
******

پست‌ها: 3,811
تاریخ عضویت: Nov 2009
اعتبار: 115
تشکر: 3152
8336 تشکر شده در 1249 ارسال
ارسال: #3
RE: حسنی نگو یه دسته گل..
وقتی 5سالم بود من اینو میخوندم یادش بخیر.... Smile Sad
12-30-2010 02:56 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط MØsibat , Deathnight
shelter آفلاین
Moderator
*****

پست‌ها: 2,947
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 83
تشکر: 5963
4487 تشکر شده در 1256 ارسال
ارسال: #4
RE: حسنی نگو یه دسته گل..
اولین کتابی که به من هدیه داده بودن این بود.
یادش به خیر....

[عکس: index.php?task=download_pic&guid=921]
12-30-2010 04:06 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Soul Keeper آفلاین
DeMiGoD
*****

پست‌ها: 1,564
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 106
تشکر: 2803
4928 تشکر شده در 1007 ارسال
ارسال: #5
Exclamation RE: حسنی نگو یه دسته گل..
محسن یاد بچه گی‌‌ هامون انداختی Wink

خیلی با این شعر خاطره دارم <خاطراته بچگی‌>Love
12-30-2010 04:39 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Milad Mishex غایب
صاحب خونه
******

پست‌ها: 3,210
تاریخ عضویت: Jul 2009
اعتبار: 92
تشکر: 1245
4786 تشکر شده در 907 ارسال
ارسال: #6
RE: حسنی نگو یه دسته گل..
حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه
نه سیما جون ،نه رعنا جون
نه نازی و پریسا جون
هیچ کس باهاش رفیق نبود
تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب !
باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟
نه نمی رم نه نمی رم
به دخترا دل می بازی ؟!
نه نمی دم نه نمی دم

گل پری جون با زانتیا
ویبره می رفت تو کوچه ها
گلیه چرا ویبره میری ؟
دارم میرم به سلمونی
که شب برم به مهمونی
گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین
یه کمی به من سواری می دی ؟!
نه که نمی دم
چرا نمی دی ؟
واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم
اما تو چی ؟
نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه


در واشد و پریچه
با ناز اومد توو کوچه
پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟
مامان پری ،از اون بالا
نگاه می کرد توو کوچه را
داد زد وگفت : اوی ! بی حیا
برو خونه تون تورا بخدا
دختر ریزه میزه
حسابی فرز وتیزه
اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه

نازی اومد از استخر
تو پوپکی یا نازی ؟
من نازی جونم
میای بریم کافی شاپ؟
نه جانم
چرا نمی ای ؟
واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال یک شوهر خوب
اما تو چی ؟

نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه

حسنی یهو مثه جت
رسید به یک کافی نت
آن شد ورفت تو چت رووم
گپید با صدتا خانووم!
هیشکی نگفت کی هستی ؟
چی کاره ای چی هستی ؟
تو دنیای مجازی
علافی کرد وبازی
خوشحال وشادمونه
رفت ورسید به خونه
باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام
چاهارتا شرعا بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام


حسنی اومد موهاشو
یه خورده ابروهاشو
درست وراست وریس کرد
رفت و توو کوچه فیس کرد
یه زن گرفت وشاد شد
زی زی شد و دوماد شد

پاسخ با نقل قول

پرسید: سیگارت را ترک کردی؟
گفتم: نه- کبریت را ترک کردم!
سیگار را با سیگار روشن می کنم...!
02-17-2011 05:02 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط †Dark† , ehsan_tep , miladtala , MØsibat
†Dark† آفلاین
پايه ثابت
*****

پست‌ها: 874
تاریخ عضویت: Mar 2010
اعتبار: 48
تشکر: 1636
974 تشکر شده در 250 ارسال
ارسال: #7
RE: حسنی نگو یه دسته گل..
محسن بچه بودی هر شب قبل از خواب اینو برات می خوندن ؟ Tongue

احســاسات تعطیل بوس موس هم نــــداریم

امیر خلـــــــو ت
02-17-2011 06:26 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Mohsen Beygi آنلاین
صاحب خونه
******

پست‌ها: 3,811
تاریخ عضویت: Nov 2009
اعتبار: 115
تشکر: 3152
8336 تشکر شده در 1249 ارسال
ارسال: #8
RE: حسنی نگو یه دسته گل..
عکس روی جلد چقدر شبیه احسان Antimage
Big Grin Love
02-17-2011 06:28 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط Milad Mishex
ehsan_tep آفلاین
عضو فعال
****

پست‌ها: 731
تاریخ عضویت: Nov 2009
اعتبار: 43
تشکر: 1401
1926 تشکر شده در 248 ارسال
ارسال: #9
RE: حسنی نگو یه دسته گل..
(02-17-2011 06:28 PM)محسن بیگی نوشته:  عکس روی جلد چقدر شبیه احسان Antimage
Big Grin Love

LaughingLaughingLaughingLaughing

در بیکران دور
بر سنگ سخت گور
با گوهر سرشت
دستی چنین نوشت :
دنیا فدای دوست

بیاد آرش
روحش شاد
02-17-2011 06:32 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Pirboznge آفلاین
عضو فعال
****

پست‌ها: 474
تاریخ عضویت: Apr 2010
اعتبار: 15
تشکر: 348
286 تشکر شده در 94 ارسال
ارسال: #10
RE: حسنی نگو یه دسته گل..
(12-30-2010 02:24 PM)MØsibat نوشته:  این داستان یاداور خاطرات خوبه پیش دبستانی منه.

چقدر منو واسه ی این که اسمم حسن بود مسخره کردن.

ولی هنوزم این داستان رو دوست دارم. یادمه مجبور بودیم شعرش رو حفظ کنیم (البته فقط ورس اولشو)

یعنی الان نمیکنن ؟ Hee hee

زندگی مثل پیازه ، هر برگش رو ورق بزنی ، اشکتو در میاره
02-17-2011 07:50 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان