ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع:
  • 12 رای - 3.83 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اصطلاحات یزدی با تلفظ و معنا در زبان فارسی
نویسنده پیام
admin آنلاین
صاحب خونه
*******

پست‌ها: 6,079
تاریخ عضویت: Jun 2008
اعتبار: 112
تشکر: 2404
18052 تشکر شده در 2910 ارسال
ارسال: #1
اصطلاحات یزدی با تلفظ و معنا در زبان فارسی
دل خفه:Del khafe
جاي دلگير
دوره:Doure
كوزه هاي گلي
دولخ:Doolakh
حالت طوفاني وگردوخاك
دوماد:Doomad
داماد
ديده زدن:Dide zadan
سوزش ودرد زخم
زهره باختن:Zahre bakhtan
ترسيدن
زرده كون نكشيده:Zarde koon nakeshide
كسي كه هنوز شخصيت نيافته خود را داخل امور كند
زشت وبودي ديگريZesht o boodi digari
به كوري چشم ديگري
سبا:Saba
فردا
سكه:Sekea
منظم ومرتب
سيخ توچشم كسي نزدن:Sikh too chashme kasi nazadan
كمك نكردن
سير وگاز گذاشتن:Sir o gaaz gozashtan
سربه سركسي گذاشتن
سيكين بستن:Sikin bastan
شكم سير كردن
سينه كشي:Sine kashi
سربالائي
شخ:Shakh
محكم وسفت
شغز:Shaghaz
استخوان ناحيه لگن خاصره
شلم شوروا:Shalam shourva
بي انضباط
شولي:Shouli
نوعي آش بدون گوشت و روغن
عرعركردن:Ar Ar kerdan
كنايه در مورد لباسي كه برتن زارميزند
عيسه:Aysea
عطسه
فاطمه سلطونك:Fatme soltoonok
جغد
فتك:Fetock
گريزپا،معمولا درمورد گربه بكارميرود

فت وفراوون:Fat o faravoon
زياد
قرچسوندن:Ghaar chosoondan
ناز كردن،قهركردن
قم:Ghem
قيف
كدومبه:Kodombea
جمجمه،كله
كركروك:Kerkerock
غضروف
كشتيارشدن:Koshtiyar shodan
اصراركردن،التماس كردن
كلوخ چش دار:Kolookh e chash dar
كنايه ازشخص بي ريخت،كلفت،كوتاه وچاق
كمرتا:Kamarta
به ميان و وسط چيزي گفته ميشود
كولوته:Koolootea
مقنعه،چارقد
لته چين:Latea chin
معمولا در مورد افرادي كه دراطراف مردم صاحب مال ميپلكندواز سفره ايشان بهره ميبرند



:آب پاشونAb pashoon
كنايه ازشخصي كه سر و وضعش نامرتب است

آتيش به جون شدن:Atish be joon shodan
احساس گرماي شديد كردن

آدابي:Adabi
اشخاص خوش پوش وبا تجمل

آرز:Arz
آرزو واميد

آروسوني:Arusuni
خويشان وبستگان عروس

آسمون غرنبه:Asamun ghoronbe
رعد وبرق

اخوئه كشيدن:Akho`e kashidan
خميازه كشيدن

امبار:Embar
اين بار، اين دفعه

اوسسن:Owessan
آبستن

اوراسكي:Urassaki
آن طرفي

بچه ترك:Bache tarock
نوزاد‌،شيرخواره

بد پيله:Bad pile
كسي كه زياد اصرارميكند

بلخوم:Bolkhoom
نيمه خام،خوب پخته نشده
بوز:Bowz
زنبور
بوزتخمي:Bowz tokhmi
زنبورقرمز بزرگ
بنگا:Banga
بند شلوار،جائي كه كمربند بسته ميشود
پا تواو زدن: Pa to ow zadan
كنايه از تك پراني زنان
پا گرد: Pa gerd
دم دراطاق
پت پتك:Pet petok
در گوشي با هم صحبت كردن
پت كردن:Pot kerdan
پركندن مرغ
پتنجه:Petenje
بچه ريزه ميزه و بازيگوش
پچخ:Pachakh
له شدن،پهن شدن

پچل:Pachol
آدم يا چيز كثيف
پس وارون:Pas varoon
پشت و رو
پلته:Peltea
فيتيله چراغ
پنگول:Pangul
چنگ،پنجه
پيسمال:Pismal
آزاركسي دادن
تس:Tass
پشت دستي،سيلي
تمبون:Tamboon
زيرشلواري
تماته:Tamate
گوجه فرنگي
تنه:Tane
هسته ميوه
تيركش:Tir kash
سريع،بي توقف
تيفون:Tifoon
طوفان

چارطاق:Char tagh
بازبودن كامل در
چش لك كردن:Chesh luk kerdan
چشم خيره كردن
چش وگوش هم هشتن:Chesh o gooshe ham heshtan
با يكديگرقرارمدارعاشقانه گذاشتن
چش وهمچشمي:Chesh o hamcheshmi
رقابت كردن
چوري:Choori
جوجه مرغ
چوغور:Chooghoor
گنجشك
خرم:Khorm
بخارزمين
خش:Khash
خوب،عالي،زيبا
خنگ:Kheng
يك دنده،كودن
خوشبا كردن:Khoshba kerdan
خداحافظي كردن،تعارف كردن
خياربالنگ:Khiyar baleng
خيارسبز

(آخرین ویرایش در 05-30-2010 07:53 PM توسط admin.)
05-30-2010 07:52 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط ehsan_tep , ††™R3z4 , bermooda , Sr.Royal , Mohsen Beygi , starbermooda , Miller , LinDa , Hossein_nike , melody , parham , iman_Rocky , oveiss , S.Dam , Boys_Demi God
Milad Mishex غایب
صاحب خونه
******

پست‌ها: 3,210
تاریخ عضویت: Jul 2009
اعتبار: 93
تشکر: 1245
4786 تشکر شده در 907 ارسال
ارسال: #2
RE: اصطلاحات یزدی با تلفظ و معنا در زبان فارسی
میگم مثل اینکه اینجا 2 نفر با هم چش وگوش هم هشتن Laughing

پرسید: سیگارت را ترک کردی؟
گفتم: نه- کبریت را ترک کردم!
سیگار را با سیگار روشن می کنم...!
05-30-2010 09:19 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
bermooda آنلاین
پايه ثابت
*****

پست‌ها: 1,471
تاریخ عضویت: Sep 2008
اعتبار: 83
تشکر: 4580
3717 تشکر شده در 572 ارسال
ارسال: #3
RE: اصطلاحات یزدی با تلفظ و معنا در زبان فارسی
(05-30-2010 07:52 PM)admin نوشته:  فاطمه سلطونك:Fatme soltoonok
جغد


چوغور:Chooghoor
گنجشك

loooooooooooooooooooooool LaughingLaughing

قانون جاذبه افكار : هرچيز كه در موردش فكر كنيد خوب يا بد اتفاق مي افته .
(آخرین ویرایش در 05-31-2010 03:46 PM توسط bermooda.)
05-31-2010 03:45 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
pascal_2 آفلاین
آماتور
*

پست‌ها: 7
تاریخ عضویت: Apr 2010
اعتبار: 0
تشکر: 3
2 تشکر شده در 2 ارسال
ارسال: #4
RE: اصطلاحات یزدی با تلفظ و معنا در زبان فارسی
چغه خشه
05-31-2010 07:13 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Hossein_nike آفلاین
عضو
***

پست‌ها: 210
تاریخ عضویت: Apr 2011
اعتبار: 14
تشکر: 284
290 تشکر شده در 111 ارسال
ارسال: #5
RE: اصطلاحات یزدی با تلفظ و معنا در زبان فارسی
خشونه Big Grin

http://svisitcard.mihanblog.com/
11-05-2012 11:39 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
melody آفلاین
تازه كار
**

پست‌ها: 78
تاریخ عضویت: Sep 2012
اعتبار: 10
تشکر: 379
173 تشکر شده در 60 ارسال
ارسال: #6
RE: اصطلاحات یزدی با تلفظ و معنا در زبان فارسی
خشونهLaughing
خشت شودBig Grin

به کعبه گفتم من از خاکم تو از خاکی چرا باید به دور تو بگردم

ندا آمد :

تو با پا آمدی باید بگردی

برو با دل بیا تا من بگردم .
11-05-2012 01:24 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط Hossein_nike
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان