رتبه موضوع:
  • 31 رای - 2.77 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستان زندگی یاس
#1
سلام... میخوام امروز داستان زندگی خواننده ی موردعلاقمو براتون بگم...

یاسر بختیاری، معروف به یاس در 30 خرداد 1361 در شهر تهران متولد شد.او از سن 16 سالگی با شعر رپ آشنا شد و به این سبک علاقه پیدا کرد.اما در این هنگام با فوت ناگهانی پدرش مواجه شد، پدر او که در آلمان به سر می برد به محض بازگشت به ایران به طور ناگهانی فوت کرد. یاس که علاقه ی زیادی به پدرش داشت، هم با غم مرگ پدرش مواجه شد و هم باید جای او را می گرفت و خانواده اش را اداره می کرد. از طرفی دیگر قرض و بدهی های پدرش آنقدر زیاد بود که به سختی از پس آن برمی آمد و بی پولی و فقر در زندگی او بیداد می کرد.18 ساله بود که به دلیل علاقه ی زیاد به رپ فارسی، مجبور شد رویای دیرینه اش، دانشگاه را کنار بگذارد و تصمیم گرفت که خودش به نوشتن شعر رپ مشغول شود. او به توپاک خواننده ی رپ فارسی علاقه ی بیشتری داشت و دوشت داشت مانند او یک رپر بزرگ شود. سرودن شعر رپ چراغ تازهای در زندگی او روشن کرد چرا که او می توانست از این طریق با مردم رابطه برقرار کند و رویای شیرین و دیرینه ی پدرش را در دل روشن کند و درد های دل خودرا خالی کند. او کم کم توانست شعر هایش را خودش بخواند و کم کم آهنگ هایش مورد توجه عموم قرار گرفت و به این ترتیب به یک خواننده ی بزرگ در سبک رپ فارسی تبدیل شد.

در حال حاضر طرفداران او آنقدر زیاد شده که از او به عنوان پر طرفدار ترین رپر ایرانی یاد می کنند، اما نکته ی مهمی که این خواننده را از دیگر رپر های ایرانی جدا می کند این است که او اولین کسی می باشد که توانسته برای رپ فارسی (از طرف وزارت ارشاد) مجوز بگیرد.

امیدوارم این خواننده ی بزرگ که من علاقه ی زیادی به او دارم همیشه موفق باشد و از هدف بزرگی که در زندگی اش دارد، ناامید نشود.
خدا نگهدار
واسم دعا کنین....
پاسخ
#2
البته به نظر من ياس به معنای واقعی رپ ميخونه !
رپ در واقع روشی برای بيان مشكلات جامعه هست ولی اكثر ايرانی هایی كه اسم خودشون را گذاشتند رپر خودشون مشكل جامعه شدن Big Grin
رپ فحش و ... نيست Straight face
پاسخ
#3
admin رپ هم گوش میده Big Grin
هروقت ازراه رفتن خسته شدی بدو ...
پاسخ
تشکر شده توسط
#4
پیاده میشم Smile
صورت خسته ، نگران و بی آرامش و مریض ، که قایم شده بود زیر آرایش غلیظ
زخمی از خاطرات تلخ دیروز ، چشم می دوخت به خیابون سرد بی روح
با تحمل سنگینی نگاه آدما ، هه ، ادامه می داد او به راه ناتمام
و اولین بار برای آخرین راه ، هه ، بهتره بگم که آخرین چاه

تنها ، دو دل ، تو فکر و با تعجب ، دنبال چی بود ، پول یا توجه
تو روزگاری که هر کسی دنبال آشناست ، دخترک می گرده پی یه فرد ناشناس
که از اون غریبه ها یه عده ماییم ، آروم اشاره زد که شیشتو بده پایین
فقط می تونیم امشبو با تو باشیم و بس ، اینو گفت و نشست و دره ماشینو بست

پسر می خواست سر صحبت رو وا کنه زود ، تیکه می انداخت ، منتظر واکنش بود
ولی دخترک صداشو نمی شنید ، توی دنیایی بود که به سادگی نمی شه دید
دیدی که بعضی وقت ها بغضی تو گلوته ، نمی خوای گریه کنی جلوی کسی که پهلوته
هی ، امان از این زمان ، زمانی که دیگه برد توان از این زبان

بی همراه ، بیهوده ، ره سپار این راه بی نور و هم صدا
سپرده خود رو به دسته باد ، اسیر زندون لحظه ها
تو دلش دردای بی کران ، خسته از حرف های دیگران
اسیر مردای بی مرام و اشک می باره باز

پسر گفت لعنت به این بخت بد ، خونه ی ما می مونه واسه یه وقت بعد
سعی نکن با سکوتت زیر پوستم بری ، اگه پایه ای می تونیم خونه دوستم بریم
خب حاضری با دو نفر باشی یا نه ، معلومه که رفتار دخترک ناشیانه است
سوال تکرار شد ، حاضری باشی یا نه ، و دختر به فکر یک شب و یک آشیانه است
گفت بریم من که همه چی رو از دم باختم ، گناهش پای اونا که منو پس انداختن
عصبانی از خاطرات خاموش قدیمه ، پی محبت می گرده توی آغوش غریبه
تو خونه ای رشد کرد که عشق نبود ، جای عشق ، فحش و مشت و زیر چشم کبود
پدری که جلو مشکلات مختلف ضعیفه ، فقط زورش می رسه به دختر ظریفش
با خودش گفت پشتم به کی ها قرصه ، خونوادم ، اونا رو خدا بیامرزه
اون موقع کی بود احترام به حرف هاش بذاره ، حالا مجبوره که تنش رو به حراج بذاره

بی همراه ، بیهوده ، ره سپار این راه بی نور و هم صدا
سپرده خود رو به دسته باد ، اسیر زندون لحظه ها
تو دلش دردای بی کران ، خسته از حرف های دیگران
اسیر مردای بی مرام و اشک می باره باز

ببین تو این قصه ها رو می شنوی و می ری
بعد چند بار شنیدن ، ازش می گذری و سیری
ممنون از اونی که به دیگری صدامو پاس داد
بگذریم ، بریم سراغ ادامه داستانی که امروز نوشتنش رو مود من بود
این یه دردیه که به خیلی ها بوده مربوط
کوه غم بود ولی یه نور انبوه ، پشت کوهه واسه ناامیدی زوده هنوز
کاری ندارم به این که کارش خلاف شرعه ، ولی واسه رابطه ها اول علاقه شرطه
وگرنه یه روحه که روی جسمی سواره ، چه طور تو آغوشی بره وقتی حسی نداره
تو این روزگار دردناک و سیاه بی شرم ، ای کاش بگه نگه دار ، من پیاده می شم
راه برای ادامه دادن زیاده بی شک ، ای کاش بگه نگه دار ، من پیاده می شم
(پیاده می شم،پیاده می شم)

وقت واسه بیشتر گفتن نبود ، می دونم ، قصه های تو یه عمر آهنگه
سخته نه ، هه ، خب خیلی سخته ، رسمش همینه
می دونم رسمش همینه (رسمش همینه،رسمش همینه)
پاسخ
#5
دركم كن

سلام

سلام عرض شد
بفرما
ببخشيد واسه اين آگهيتون مزاحم شده بودم ، خواستم اگه بشه اينجا استخدام بشم
مدارکتونو آورديد؟
بله بفرمائيد
کاملن؟
کامله ، مدارک همش کامله
سابقه کار؟
والا سابقه کار که ، سابقه کاري ندارم من
نميشه که آقا جون سابقه کار بايد داشته باشيد
خب آخه چيکار بکنم؟!من الان هرجايي که رفتم به من ميگن بايد سابقه کار داشته باشي ، من نمي دونم از يه جايي بايد شروع کرد بالاخره
من شرمندم سابقه کار بايد داشته باشي
خب آخه بالاخره شما هم ببينيد من الان ، الان بيکارم ، دارم هر ، يعني...نمي دونم چيکار بايد بکنم
مشکل من نيست ، بفرما ، سر راه وايستاديد ، بفرما
تو رو خدا يه توجهي بکنين
شرمنده حرکت کن بفرما
باشه

آخه بابا باغت آباد منو درکم کن
نگو جلو راه واستادي آقا حرکت کن
تو اينجا نشستي واسه اينکه جوابمو بدي
پايينو نگاه نکن چشم پر از آبمو ببين
اگه نيازمند بودي تو هم مي شدي يه کنه
ببين اسم بدشانس روي پيشوني منه
عصبانيم يه زلزلة ده ريشتره توم
چرا اون با يقة بسته و ته ريش بره تو ؟
همينا مي تونه جووناي ما رو پير کنه
حدس زدي يه روزي پيشش کارت گير کنه
تا که مي رسه به منه بدبخت آواره
ميگي الان نه باشه بعد وقته ناهاره
بيا يه کار خيري بکن توي روزت
امضاتو نمي خوام بذارم توي موزه
نگو مدارکت ناقصه تو فردا بيا
همه چيزو کامل کن و بعد وردار بيا
واسه استخدام دقت کن به ضابطه ها
بايد داشته باشي پنج سال سابقه کار
نمي خوام داد بزنم الکي شلوغ بکنم
بگو پنج سالو من از کجا شروع بکنم

منو داري مي بيني که از اين زمونه سيرم
از همه جا بريدم و يه جوون پيرم
کوله بارمو مي بندم و شبونه ميرم
به خاطر تو ديگه کارم تمومه بي رحم

بيدار شدي مي خوره به سرت هواي صبح
توي روزنامه بخون صفحة حوادثو
ببين مادري که دخترشو کشته بود
بعد خودشو پرت کرد از پشت بوم
ميگي چه مادره بي رحمي چه روزگاري
چيه خراب شد اول روز کاريت؟
اگه دقت کني با کمي ريشه يابي
مي فهمي که حتي يه مادرم ميشه ياغي
اون مادر اي کاش باز زنده مي شد
واست تعريف مي کرد داستان زندگيشو
روزي که خداوند دخترش رو هديه مي کرد
مادر داشت از خوشحالي گريه مي کرد
با وجود پدري که هنوز بيکار بود
دم بيمارستان نشسته و سيگار دود
مي کنه و بدهيا هر روز قد مي کشه
مرد دور آگهي ها همش خط مي کشه
بنده اميدش به آينده ها پاره شد باخت
آخر سر هم که خيابونا کارشو ساخت
قاتل تويي خدا ببخشه گناه هاتو
حالا برو بخون مجلة گل آقاتو

منو داري مي بيني که از اين زمونه سيرم
از همه جا بريدم و يه جوون پيرم
کوله بارمو مي بندم و شبونه ميرم
به خاطر تو ديگه کارم تمومه بي رحم

چيه فک مي کني حالا که تو پشت ميزي
از ما بالا تري يعني تو گشنه نيستي
طوري صحبت مي کني انگار
که داري الان تراولتو مي کني پشت نويسي
خيلي شده يه جوون جلوي تو ظاهر بشه
يه جوون تحصيل کرده که مسافر کشه
اين همه سال زحمت کشيده واسه کاري
که فردا با روي سفيد بره خواستگاري
ديگه خودتم مي دوني اينه گفتة عقل
بايد با پول بشيني سر سفرة عقد
و توي پول چيزي به اسم وفا گمه
گذشت وقتي که مي گفتن مهم تفاهمه
فقر از در بياد تو همه چيزو خراب مي کنه
بعدش از پنجره فرار مي کنه
باغت آباد منو درکم کن
نگو جلو راه واستادي آقا حرکت کن

منو داري مي بيني که از اين زمونه سيرم
از همه جا بريدم و يه جوون پيرم
کوله بارمو مي بندم و شبونه ميرم
به خاطر تو ديگه کارم تمومه بي رحم
پاسخ
#6
سي دي رو بشکن

هيشکي نگفت يه دختره تنها تو اين شهر شلوغ
بين نگاه هرزه مردم سر تا پا دروغ
چه حالي داشت وقتي همه آرزوهاش مرده بودن
وقتي که دستايه پليد آبروشو برده بودن
هيشکي نفهميد چي کشيد
وقتي که مرگشو ميديد
توي هجوم نعره ها هيشکي صداشو نشنيد

بدون دروغ نيست اين حرفا داره صحت
همه ماها شديم يه مار 4 و 3 خط
ماييم وارث درد
ماييم باعث مرگ
غيرت ايراني ها رو صاعقه زد
حرفها بحثها رفت رو اعصاب شد کابوس بد
کم کم خواست به صدا در بياره ناقوس مرگ
دختر ايراني ناموس تو ناموس من
چرا کاري کرديم خودش بره به پا بوسه مرگ
چطوري دلمون اومد با آبرويه يه دختر
ما بازي کنيم که زندگيش بشه مختل
تو کنج اتاق تکيه داده اون تنها
خدا اشک و به اون هديه داده بود شبها
ولي حالا شب و روز چشما تشنه اشک
طوري که ديگه تموم شده بود چشمه اشک
گفت به خدا :اي خداي من فقط يه خواهش
به من بگو همه اينا فقط يه خوابه
ولي خواب نيست دخترک بيدار بود
دخترک بازيچه جماعت بي کار بود
بيمار شد از تهمت هاي کثيف و نابه جا
اي خدا بده دختر رو از دسيسه ها نجات

پس کجا رفته غيرت مردايه اين شهر شلوغ
تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ

بيمار شد از تهمت هايه کثيف و نابه جا
اي خدا بده دختر رو از دسيسه ها نجات
تا بحال همچين بلايي سرت نيومده
که اگه بياد ميگي بلا از اين بدتر اومده ؟
ولي کدوم ما جامون رو گذاشتيم جاش
که ببينيم چي ميکشه ماهم بسوزيم پاش
کاش ياس ميمرد همچين روزي نبود
که غيرت بميره به دست يه خنجر عمود
خنجر به دست يکي بود ما هم کارشيم
که توي جهنم ما هم با اون هم بالشيم
خطاب به اون پسر که چقدر ميتوني کثيف باشي ؟
کاري که تو کردي بدتر بود از اسيد پاشي
تو که حاضري خود رو بکشي واسه حسين
تو که محرم و سياه ميپوشي واسه حسين
حسين گفت اگه دين نيست باشيم آزاد مرد
نه واسه يه سي دي کثيف کنيم بازار و گرم
اون دختر زحمتها کشيد تا به شهرتي رسيد
واسه لذت بردن از اسمش يه مهلتي بدين
گفتيد صحبتي جديده نوبته همينه با سرعتي عجيب چه تهمتي زديد

پس کجا رفته غيرت مردايه اين شهر شلوغ
تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ

الکي تبصره نزن خودتو تبرعه کني
تو عقل داشتي خودتو رهبر خودت
ولي دونسته خودت رفتي عقب گناه
پس بشين تو منتظر غضب خدا
ولي نه ماهي رو هروقت که از آب بگيري تازه است
پس بدون که راه براي برگشت باز هست
بايد راه بست به تبليغ بيشتر
و سعي کرد براي تبعيد خويش تن
به انسان واقعي با همه صفات
با انصاف و واقع بين حاضر واسه دفاع
ميگم به اونايي که واسه باقيه حق تشنه آن
شک نکن تو همين حالا سي دي رو بشکن
پاسخ
#7
من بشخصه رپ فارسی خیلی خیلی کم گوش می دم اخه 90 % اهنگ هایی که گوش دادم فحش و.. توش بوده که اصلا در شأن ایرانی جماعت نیست
اما این شعر که الان خوندم واقعآ موضوعی را داره بیان می کنه که داریم به کرات می بینیم



ﺟﻬﺎﻥ ﺳﻮﻡ ﺟﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻣﺶ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ "ﺁﻣﺪﻥ" ﯾﻪ ﺭﻭﺯ
ﺧﻮﺏ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻧﻪ "ﺁﻭﺭﺩﻧﺶ !..."
پاسخ
#8
واقعا خیلی نامردین Sad
پست و من گذاشتم ولی از من هیچکی تشکر نکرده Sad
دیگه پست نمی زارم Sad
این ALi_pc هم که با من لجه :-&
خدا نگهدار
واسم دعا کنین....
پاسخ
#9
(18-01-2010, 12:04 PM)antimage نوشته:  من بشخصه رپ فارسی خیلی خیلی کم گوش می دم اخه 90 % اهنگ هایی که گوش دادم فحش و.. توش بوده که اصلا در شأن ایرانی جماعت نیست
اما این شعر که الان خوندم واقعآ موضوعی را داره بیان می کنه که داریم به کرات می بینیم

اون مال عصر هجر بود Big Grin
دیگه بد چیزی نمیخونن Wink
پاسخ
تشکر شده توسط
#10
اینو که راست میگه
راستی یاسم بچه مشهد D:
اصلا بچه های مشهد مرامشون ی جور دیگست D:
پاسخ
تشکر شده توسط Milad Mishex


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستان Word Of Warcraft Mehdi0611 3 228 07-03-2014, 06:17 PM
آخرین ارسال: Darkterror
  راه زندگی بهتر admin 5 1,578 07-03-2014, 01:59 AM
آخرین ارسال: Wordman
  هی زندگی!! Hossein_nike 9 420 05-02-2014, 10:03 AM
آخرین ارسال: Darkterror
  داستان ماهی Antimage 0 214 22-08-2013, 11:22 PM
آخرین ارسال: Antimage
  افسون زندگی W!loOw 0 244 03-05-2013, 12:43 PM
آخرین ارسال: W!loOw
  دانستنی های زندگی gundar 0 212 03-05-2013, 11:12 AM
آخرین ارسال: gundar
  زندگی(عکس) P.G.H 0 204 03-05-2013, 12:47 AM
آخرین ارسال: P.G.H
  تفاوتهای مردان و زنان در عرصه زندگی و تفکر admin 0 170 01-05-2013, 02:43 PM
آخرین ارسال: admin
  دفتر خاطرات فروم- زندگی نامه و وضع فعلی شما در این پست Mohsen Beygi 11 1,043 03-04-2013, 12:12 PM
آخرین ارسال: Mohsen Beygi
  داستان بسیار جالب معروف و پر بیننده ترین عکس جهان Vengeance Sanglant 1 410 21-01-2013, 05:13 PM
آخرین ارسال: Barbi

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان