![[تصویر: Horde.jpg]](http://imagecloset.com/24/faf1b4fb13245029dbb2aad1a375bdae/Horde.jpg)
زماني كه اورك ها در درانور ميزيستند ، به صورت قبيله اي زندگي ميكردند.
قبيله ها عبارتند از :
فروست ولف - ضخره سياه - دست شكسته - آواز جنگ - آرواره اژدها - سايه ماه - جونده استخوان - گودال خونريز - اربابان رعد - جكجمه خندان - باد تيغ - رهروان سرخ - پنجه سفيد
تاريخچه هورد :
زماني كه اورك ها جدا از هم بودند ، در سال دوبار درو هم در دره ي سايه ي ماه جمع ميشدند ، و جشن ميگرفتند. هر قبيله ، يك يا چند جادوگر( شمن ) داشت ، كه هميشه با عناصر و ارواح نياكان در ارنباط بود.
اورك ها ، بوسيله ي شمن هايشان هميشه با ارواح در ارتباط بودند ، و شمن بزرگ اورك ها ، نرزول ،معمولا پيام ارواح رو به مردم ميداد.
در كنار اورك ها ، موجودات ديگري به نام درنآي ها ( گروهي از اردار ها كه نخواتند مطيع سارگراس باشند و
از دست شارگراس و مناري ها ( اردار هايي مانند آركيماند و كيل جيدن كه با به خدمت در آمدن سارگراس ، الوده شدند ) فرار كردند ) زندگي ميكردند .
كيل جيدن ، به خاطر كينه اي كه از دست ولن ، رهبر درنآي ها داشت ، يك شب به خواب نرزول آمد ، و خود را در غالب همسر نرزول به او معرفي كرد ، و گفت كه درنآي ها در صدد نابودي اورك ها برآمده اند و گفت كه اورك ها بايد به درنآي ها حمله كنند .
نرزول هم با اين تصور كه اين الهام از سوي ارواح بوده ، شروع به تشويق اورك ها براي نابودي درنآي كرد. بعد از چندي ، عناصر شمن ها رو رها كردند و شمن ها راهي نداشتند جز اين كه از نيروي سياه كيل جيدن بهره ببرند ، نيرويي كه گولدن ، شاگرد نرزول به شمن ها معرفي كرد. حالا ديگر شمني وجود نداشت ، حالا '''وارلاك ها ''' جادوگران اورك ها بودند.
همچنين اورك ها را متقاعد كرد كه يك جا جمع شوند ، در قلعه ي '''آتش دوزخ'''.
سپس ، همه ي قبيله ها در دژ جمع و ساكن شدند. حالا اين اورك هاي متحد ، هورد نام داشتند.
بلاخره با تلاش هاي كيل جيدن و دست نشانده اش ، گولدن ، شهر ''تلمور '' و ساير شهر هاي درنآي سقوط كرند ، و تقريبا درنآي بوسيله ي هورد منقرض شد. البته ولن زنده ماند و دست اورك ها به وي نرسيد. به مرور ، پوست قهوه اي اورك ها ، سبز شد و درانور كه سرسبز بود ، حال چيزي جز بياباني قهوه اي نبود. اورك ها ناچار به ترك درانور شدند ، و بوسيله ي گولدن ، و يك جادوگر انسان به نام مديو ، دروازه اي شيطاني ساختند و به ازرا
پا نهادند.
قبيله ي فروست ولف به رهبري دوروتن ، پدر ترال ، به دليل مخالفت هاي زياد با وهشيگري هاي هورد ، به كوهستاني در ازراث تبعيد شدند .