رتبه موضوع:
  • 33 رای - 2.61 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اســــلحـــه های بـــرتــــر
#1
بزرگترین گورستان هواپیما در آمریکا که صدها فروند از انواع مختلف هواگردهای نظامی این کشور در آن قرار دارد. جنگنده های اف-15 و اف-16، بمب افکن بی-52، ترابری سی-5 گلکسی و سی-130 هرکولس از جمله هواپیماهای مشهود در این تصاویر هستند که اغلب آنها در زمان از رده خارج شدن، قابل استفاده ویا فروش بوده اند
[عکس: m7733_27311_47717937899031.jpg]

*******************************************************

صدام حسین برای تحقیر کردن خلبانان ایرانی در تلوزیون عراق گفت:به هرجوجه کلاغ (خلبان )ایرانی که بتواند به 50 مایلی نیروگاه بصره نزدیک شود حقوق یک سال نیروی هوایی عراق را جایزه خواهم داد.

تنها 150 دقیقه پس از این مصاحبه صدام،عباس دوران و حیدریان و علیرضا یاسینی نیروگاه بصره را بمباران کردند.

با این عملیات پاسخ گستاخی صدام داده شد و در حقیقت خود صدام تحقیر شد .
درود بر این دلیر مردان
[عکس: 05.jpg]

*******************************************************
بتن‌ هوشمند ایرانی فراتر از بمب‌ آمریکایی

هر زهری پادزهری دارد و پادزهر بمب‌های بتن‌شکن آمریکا،‌ «بتن‌های هوشمند» دانشمندان ایرانی است.

فروردین ماه سال جاری بود که لئون پانتا، وزیر دفاع آمریکا اعلام کرد اگر قرار است حمله احتمالی به ایران صورت بگیرد، قبل از آن باید بمب‌های بتن شکن آمریکا (Massive Ordnance Penetrator) ارتقاء یابد. چهار ماه پس از این اظهارنظر، «مایکل دونلی»، معاون وزیر دفاع آمریکا در بخش نیروی هوایی مدعی شد واشنگتن بزرگترین بمب قدرتمندی را که توانایی نفوذ در عمق 60 متری زمین را دارد، ساخته است.
این بمب، بتن‌شکن (MOP) نام دارد که دارای وزن 13.5 تن، 6 متر طول و یک متر عرض است که هواپیماهای جنگی B-52 و B-2 قادر به حمل آن هستند. طبق برخی گزارش‌ها، پنتاگون 330 میلیون دلار برای تولید و تحویل بیش از 20 بمب بتن شکن هزینه کرده و حداکثر بار انفجاری هر یک از آنها 5 هزار و 300 پوند است.

همزمان با اعلام خبر ساخت این بمب، فرماندهان نظامی آمریکا علنا اعلام کردند هدف از تولید چنین سلاحی حمله به تاسیسات هسته‌ای بسیار مستحکم و مخفی کشورهای چون ایران و کره شمالی است. برخی مقامات وزارت دفاع آمریکا نیز گفته‌اند این بمب برای از کار انداختن تاسیسات هسته‌ای فردو طراحی شده است.

البته درباره توانمندی بمب‌‌های بتن‌شکن آمریکا برای تخریب تاسیسات اتمی ایران حرف و حدیث‌های بسیاری وجود دارد. نشریه «اکونومیست» با انتشار گزارشی به تشریح یکی از تردیدها پرداخته و نوشته: "آمریکایی‌ها نگرانند فردای صبحی که دودهای ناشی از حمله به تاسیسات ایران فرو می‌نشیند، مضحکه جهانی شوند"!

اشاره این هفته نامه انگلیسی به پیشرفت جدید ایران در زمینه ابداع نوع جدیدی از بتن تحت عنوان «بتن هوشمند یا ابر مقام» (UHPC) است که احتمال حمله نظامی به ایران و ضریب موفقیت آن را به شدت کاهش می‌دهد. بر اساس دانش تولید این نوع از بتن، ساختمان‌ها و تاسیساتی می‌توان ساخت که هیچ یک از بمب‌های موجود سنگر شکن و ضد بتن جهان نمی‌تواند، آنها را تخریب کند.

اکونومیست در ادامه نوشت: "تاکنون مقاوم‌ترین بتنی که ساخته شده Ductal نام دارد که توانایی تحمل بالاترین فشارها و شدیدترین انفجارها را داراست. نسل جدید بتنی که ایرانی‌ها ساخته‌اند با استفاده از تکنولوژی نانو، استفاده از اکسیدهای فلزی آهن، آلومینیوم، تیتانیوم و مس چنان مقاوم شده است که حداقل چهار برابر مشهورترین بتن مقاوم دنیا استقامت دارد."

این هفته نامه انگلیسی اضافه کرد: "طبق گزارش‌های پنتاگون، در دانشگاه ابوعلی سینا، فیبرهای پلیمری و پودر کوارتز به بتن اضافه کرده‌اند که ضربه گیری در برابر موج انفجار را چند برابر می‌کند. تحقیقات منتشر شده دانشگاه تهران نیز نشان داده کاربرد فیبرهای فولادی بتن را نشکن می‌کند و افزودن فقط کمی پلیمر این مقاومت را تا 7 برابر افزایش می‌دهد و بتن را سبک‌تر، نازک‌تر و مقاوم‌تر می‌کند. به این ترتیب اگر فقط بخشی از تکنیک‌های موجود در بتن ریزی تاسیسات نظامی و حساس ایران به کار رفته باشد در آن صورت حمله به تاسیسات پنهان شده در زیر این بتن‌ها عاقلانه به نظر نمی‌رسد."

طبق این گزارش، از آنجائیکه ایران کشور زلزله‌خیری است، مهندسان ایرانی برخی از محکم‌ترین و بادوام‌ترین مصالح ساختمانی دنیا را ساخته‌اند. این بتن‌ها به راحتی می‌توانند در برابر زمین‌ لرزه‌های کوچک و در صورت وقوع، در مقابل لرزش‌های مصنوعی زمین مانند ارتعاشات ناشی از بمباران مقاومت کنند.

دقیقا همین موضوع موجب تشویش مقامات آمریکایی شده چراکه آنها نگرانند بمب‌های بتن‌شکن نتوانند در سنگرهای عمیق ایران نفوذ کنند، به ویژه اینکه ایران به فناوری بتن هوشمند (UHPC) دست یافته و به باور آنها حتی احتمال دارد به‌روزرسانی بمب‌های بتن‌شکن نیز کافی نباشد.

در پایان این مطلب آمده:‌ "با این وجود، حتی این بمب نیز در مقابل مواد محکم‌تر، کارایی کمتری دارد و در بتنی که تنها دو برابر استحکام بیشتری دارد، تنها 8 متر نفوذ می‌کند. بنابراین هیچ کس (حداقل آنهایی که به اطلاعات نظامی طبقه‌بندی شده دسترسی ندارند) نمی‌داند بمب MOP در مقابل بتن‌های فوق مستحکم ایرانی کارایی دارد یا خیر.
[عکس: j295_385360_4763888590693.jpg]
[عکس: 53215,wolffIWBXA.jpg]
پاسخ
#2
آمرام، موشک میانبرد نسل جدید

موشک هوا به هوای میانبرد AIM-120 امرام که در بین خلبانان "Slammer" یعنی به هم کوبنده خوانده می شود موشک هوا به هوای نسل جدید و پیشرفته است که با توافق ایالات متحده و ناتو ساخته شده است. همتای این موشک R-77 اَدر می باشد ( البته برد R-77 بسیار بیشتر از AIM-120 است).

امرام در بسیاری از کشور ها و بر روی جنگنده های مختلف استفاده می شود. مثلا بر روی F-4 های آلمان، F-16A/B های نروژ، یوروفایتر تایفون و تورنادو های نیروی هوایی انگلیس، F/A-18 و AV-8B+ سپاه تفنگداران آمریکا، F/A-18 و F-14 های نیروی دریایی آمریکا، F-15 و F-16 و F/A-22 های نیروی هوایی آمریکا، نیروی هوایی سنگاپور بر روی هواپیماهای F-5S/T و F-16C/D و در نهایت جنگنده های ساب گریپن سوئد نصب می شود.

امرام قابل استفاده در تمامی شرایط آب و هوایی بوده و با برد حدود 32 کیلومتر دارای توانایی درگیری فامد می باشد که باعث اتکای ایالات متحده و اعضای ناتو به آن شده است. امرام بعنوان ادامه و جایگزین سری موشکهای AIM-7 اسپارو توسعه یافته که به مراتب چالاکتر، سبکتر و کوچکتر و دارای توانایی های بیشتر برای رهگیری هواپیماهای در ارتفاع پایین است.
سیستم آشیانه یاب ( هومینگ) آن راداری فعال در پیوستگی با سیستم اینرسایی می باشد که ارتباط موشک را با سیستم کنترل هواپیما (شلیک کننده) کمتر می کند. وقتی که امرام به هدف نزدیک شد سیستم راداری فعال، موشک را هدایت می کند.
به خاطر همین به آن " شلیک کن فراموش کن" گفته می شود و در آن لازم نیست خدمه هدف را با قفل کردن مشخص کنند و همچنین امکان شلیک همزمان تعداد بیشتری بطور همزمان فرهم می شود.

پروژه ساخت AIM-120 با توافق ایالات متحده و تعدادی از اعضای ناتو برای همکاری در ساخت موشک های هوا به هوا و استفاده از فناوری تولید آنها آغاز شد. طبق این قرارداد آمریکا ساخت موشک هوا به هوای میانبرد نسل آینده با نام امرام و اروپا ساخت موشک هوا به هوای کوتاهبرد نسل آینده با نام اسرام را بر عهده گرفت. در ادامه با فسخ این قرارداد اروپا توانست موشک میانبرد MBDA Meteor را بعوان رقیب AIM-120 طراحی کند و آمریکا هم به ارتقا AIM-9 سایدوایندر ادامه داد. در نهایت آمریکا با تکمیل AIM-120 امرام، آن را در سال 1991 عملیاتی کردحال حاظر سه مدل از امرام وجود دارد که همگی در نیروی دریایی و هوایی ایالات متحده استفاده می شود. AIM-120A مدل اولیه امرام است که دیگر تولید نمی شود. AIM-120B نمونه موفق و پر کاربرد امرام است که تحویل آن از سال 1994 شروع شده است. AIM-120C نمونه جدیدتر این موشک بوده که با حجم کمتر برای نصب در محفظه داخلی جنگنده پنهانکار F/A-22 رپتور ساخته شده است. AIM-120C از زمان معرفی ارتقا های چشمگیری کرده است.

AIM-120C دارای فیوز ( دستگاه تشخیص هدف) داخلی ارتقا یافته است. تکمیل مدلAIM-120C-7 در سال 1998 شروع شده و شامل تغییراتی در سیستم آشیانه یابی و دارای برد بیشتر ( که بطور دقیق بیان نشده است) است. این مدل در سال 2003 با موفقیت آزمایش شد و در حال عملیاتی شدن در نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا برای جایگزینی جنگنده های F-14 با جنگنده های F/A-18E/F سوپر هورنت می باشد. در واقع برد بیشتر AIM-120C-7 برای جبران برد زیاد موشکهای AIM-54 فینیکس می باشد. AIM-120D برنامه ارتقا امرام است که در آن تقریبا تمام قسمتها تغییراتی اعمال خواهد شد که شامل 50 برد بیشتر و سیستم هدایت بهتر بوده که احتمال برخورد به هدف را افزایش می دهد. همچنین طرحهایی برای ساخت مدلی از امرام با موتور رم جت وجود دارد که FMRAAM نامیده می شود. هنوز معلوم نیست که آیا این مدل ساخته خواهد شد یا نه.

موشک AIM-120 دارای هدایت دو مرحله ای (زمانیکه از فاصله دور شلیک می شود) می باشد. هواپیما اطلاعات لازم را درباره محل هدف و جهت و سرعت در لحظه شلیک به موشک می دهد. موشک با اطلاعات دریافت کرده با سیستم ناوبری اینرسیایی (INS) به سمت هدف می کند. این اطلاعات می تواند بوسیله رادار هواپیمای شلیک کننده، هواپیماهای آواکس، از جنگنده های دیگر و یا توسط سیستم جستجو و پیگیری مادون قرمز (IRST) به موشک منتقل شود. اگر جنگنده شلیک کننده یا جانشین هدف را پیگیری و دنبال کنند اطلاعات به امرام منتقل شده و بدنبال هدف حرکت می کند. این تا زمانیکه امرام به فاصله مشخصی از هدف برسد ادامه پیدا می کند و بعد از رادار موشک فعال شده و سیستم آشیانه یاب آن به راداری فعال تغییر می کند. در این صورت خود موشک به جستجو و پیگیری هدف می پردازد. علاوه بر نمونه های هوا به هوا، مدل پرتاب شونده از زمین نیز وجود دارد که با موفقیت آزمایش شده است.

[عکس: y45_6619_477213758986878.jpg]
[عکس: 53215,wolffIWBXA.jpg]
پاسخ
#3
اسلحه کمری مگنوم عقاب صحرا
IMI's Magnum Research Thr Magnom Desert Eagle

پرقدرت ترین اسلحه کمری

این سلاح کمری فوق العاده پرقدرت و خوش دست
توسط كارخانه Magnum Research طراحی و ساخته شده.

این سلاح كمری علاوه بر داشتن قدرتی فوق العاده ، از مكانیزم منحصر به فردی بهره می گیرد. عمده سلاح های كمری ، از گلنگدن مورس كوتاه استفاده می كنند. درحالی كه عملكرد گلنگدن این سلاح ، توسط فشار گاز باروت صورت می گیرد. درواقع مكانیزم گلنگدن این سلاح ، از تفنگ M-16 اقتباس شده است. مزیت این نوع گلنگدن در این است كه می توان از فشنگ های بسیار قدرتمندی استفاده كرد كه قبلآ تنها توسط رولورها قابل شلیك بودند.

این سلاح ، در سه مدل ساخته شده است كه عبارتند از:
Mark I : تولید این مدل متوقف شده است.این مدل دارای قاب آلومینیومی بوده و قادر به شلیك گلوله های كالیبر 375/0 مگنوم و 44/0 است.

Mark VII : تولید این مدل نیز متوقف شده است. این مدل دارای لوله 6 یا 10 اینچی (152 یا 254 میلیمتری) بوده و قادر به شلیك گلوله های 44/0 مگنوم می باشد.

Mark XIX : این مدل قادر به شلیك گلوله های كالیبر 375/0 مگنوم ، 44/0 مگنوم و 50/0 می باشد. كارخانه سازنده این سلاح ، كالیبر 44/0 مخصوص Cor-Bon و 50/0 AE را نیز برای آن درنظر گرفته است. ولی تاكنون هیچ تپانچه ای را با دو كالیبر ذكر شده در آخر تولید نكرده است. برای تعویض كالیبر سلاح ، كافی است لوله و مكانیزم تغذیه ان را با نوع مورد نظر تعویض كنید. طبق یك نظرسنجی ، محبوب ترین لوله های مورد استفاده در این سلاح ، انواع 6 اینچی هستند. تمامی این لوله ها ، مجهز به زائده ای می باشند كه برای نصب دوربین درنظر گرفته شده است.

به علت استفاده از گلوله های حجیم و پرقدرت در این سلاح ، ظرفیت خشاب آن كمی كاهش پیدا كرده است. ظرفیت خشاب این سلاح در كالیبر 375/0 مگنوم 9 تیر ، در كالیبر 44/0 مگنوم 8 تیر و در كالیبر 50/0 AE معادل 7 تیر می باشد. برای مقایسه ، بد نیست بدانید ظرفیت خشاب سلاح كمری SIG-Sauer P226 ، معادل 16 تیر است. صنایع اسلحه سازی اسرائیل (IMI) ، گونه مشابه این سلاح را با نام Jericho 941 طراحی كرده است كه البته تنها در ظاهر به Desert Eagle شباهت دارد. گلنگدن این مدل ، از نوع مورس كوتاه و ماشه آن دوزمانه می باشد.

شباهت دیگر این بچه عقاب (!!!) با نمونه های اصلی ، گلوله های بكار رفته در آن با كالیبر 41/0 یا 41/0 AE است. همچنین می توان گلوله های 9 میلیمتری Luger را در آن به كار گرفت كه برای این كار ، تنها تغییر مورد نیاز ، تعوض لوله سلاح است. دلیل این امر این است كه گلوله های 41/0 AE ، همان گلوله های كوتاه شده 41/0 مگنوم هستند. همچنین مكانیزم گلنگدن و خزانه این سلاح ، بر مبنای پوكه گلوله های 9 میلیمتری Luger ساخته شده كه كاربرد هر دو كالیبر را تنها با تعویض لوله ممكن می سازد.

درخصوص كالیبرهای 44/0 مگنوم و 50/0 AE نیز همین مسئله صدق می كند. تعویض این دو كالیبر ، تنها به تعویض لوله و خشاب نیاز دارد. البته به علت به كارگیری مكانیزم گلنگدن مسلح شونده با گاز باروت ، لوله این سلاح از جنس بسیار مخصوص و گرانقیمتی ساخته می شود كه همین امر ، تعویض كالیبر را به یك گزینه پرهزینه تبدیل می كند.

مشخصات:
کشور سازنده : اسرائیل با مشارکت ایالات متحده
شرکت سازنده : Magnum Research
سیستم مکانیکی : فشار گاز CO2 ‍
كاليبر: 4.5 ميلي متر
ظرفیت خشاب:۹ و ۸ و ۷ در انواع کالیبر
طول سلاح: 280میلی متر
سرعت اوليه گلوله: 120 متر در ثانيه
وزن سلاح: 1100 گرم
طول لوله : 144 میلی متر
وزن كپسول گاز : 12 گرم
نوع ساچمه قابل شليك : گرد- سرتخت-سرگرد - سر تيز
تعداد خان : 12 عدد

[عکس: q318_481294_4769515023464.jpg]

********************************************************

جنگنده نسل پنجم چیست؟چند مدل هایی از آن وجود دارد؟

در جنگنده نسل پنجم علاوه براعمال فناوریهای قبلی در نظر گرفته شده بر استفاده چند منظوره از آنها در شرایط بهینه نیز تاکید شده است.

جنگنده نسل پنجم باید دارای ویزگیهای جدیدی باشند که عبارتند از : فناوری تغییر بردار رانش استفاده از مواد ترکیبی به میزان قابل توجه در اجزای اصلی ساختمان بال و بدنه ایجاد تغییر در سامانه های کنترل پرواز و بهره مند شدن از سامانه های هوشمند به گونه ای که وظایف خلبان را در طول پرواز بطور قابل ملاحظه ای کاهش دهد.

در حال حاضر جنگنده های نسل پنجم به شرح زیر میباشند :

F22 ساخت امریکا(فعال)

F35 ساخت امریکا(فعال-در خط تولید)

سوخو پک فا ساخت روسیه(آزمایشی)

سوخو 47 ساخت روسیه(تنها یک فروند به عنوان اثباتگر تکتولوژی-ارتقا به سوخو پک فا)

میگ 1.44 ساخت روسیه(ارتقا به سوخو پک فا)

J20 ساخت چین(آزمایشی)

FGFA ساخت روسیه و چین(آزمایشی)

kfx ساخت کره جنوبی(اول پرواز در سال 2014 انجام خواهد شد)
[عکس: s419_524824_4769410390141.png]
[عکس: 53215,wolffIWBXA.jpg]
پاسخ
تشکر شده توسط HolyMaster , priestwow , mehdi_vanquisher , sepehraoe
#4
آشنایی با هواپیمای V-22 Osperay

V-22 یک وسیله ی جنگی هواییست که با استفاده از تکنولوژی تیلتروتر (کج شونده) همانند یک هلیکوپتر توانایی پرواز عمودی را داراست و نیز میتواند مانند یک هواپیما با سرعت و ارتفاع بالا پرواز کند.

این پرنده میتواند توسط موتورهایی که در جهت عمودی هستند به طور عمودی Take off و Landing انجام دهد و یا مانند یک بالگرد در هوا معلق بماند.در هنگتم پرواز موتورهای این پرنده قادر به چرخش هستند و این پرنده را تبدیل به یک هواپیمای جت میکنند که دارای قابلیت پرواز در ارتفاع و سرعت نسبتا زیاد می باشد.

V-22 تنها پرنده ایست که قابلیت عملیات در هر نقطه ی جهان متناسب با هر گونه آب و هوا را داراست که این قابلیت باعث تسریع عملیات و فراهم شدن نیروها در عملیات جنگی میشود و باعث کاهش درخواست انتقال هوایی و دریایی استراتژیک محدود میشود.

خریداران:

1- در حال تولید برای نیروهای کماندویی آمریکا (US MARINE)
2- نیروی عملیات ویژه ی هوایی آمریکا (US Air Force Special Operation)
3- نیروی دریایی آمریکا (US NAVY)

هم اکنون نیروی کماندویی آمریکا سفارش تولید 360 فروند MV-22s برای انجام دادن عملیات تهاجمی و عملیات پشتیبانی نیروها سفارش داده است.


نیروی ویژه ی هوایی آمریکا (نیروی هوایی آمریکا مختص عملیات ویژه) 50 فروند CV-22s برای پشتیبانی و تعقیب زمینی در ارتفاع کم و در عین حال با سرعت زیاد در مکانهای مختلف برای انجام عملیات های ویژه ی مختلف سفارش داده است.
نیروی دریایی 48 فروند HV-22s برای انجام عملیات پشتیبانی سفارش داده است.


اولین اسکادران V-22 در تاریخ 3/3/2006 برای نیروی کماندویی آمریکا با نام phumder-Chickens تشکیل شد که این اسکادران در سال 2007 کاملا عملیاتی خواهد شد. CV-22 در سال 2009 کاملا عملیاتی خواهد شد.

مشخصات عمومی:

نیروی پیشرانه: (Rolls Roys AE-1107c , 6.150 SHP (4586KW

طول: (Feet (17.48 Metr) ,63 Feet (19.08 در حالت باز شدن درب عقب

قطر پره ها: 11.56 Metr

ارتفاع در حالت عمودی بودن موتورها: 6.63 metr

ارتفاع تا سکان: 5.38 meter

بیشینه وزن برخاست: 23495kg

وزن خالی برخاست: 8460Kg

سرعت: km/h 555

مسافت قابل طی کردن با حد اکثر وزن: 1182km

مسافت قابل طی کردن بدون بار: 4239Km

خدمه: 3 نفر

تولید:

بخش هلی بویینگ مسول ساخت بدنه و سیستمهای کمکی و سیستمهای دیجیتال و سیستم کنترل الکتریکی میباشد. و همکار آن شرکت هلیکوپتر سازی بل مسول ساخت بال و جعبه دنده و سکانها و سیستم چرخش پره ها و موتور میباشد.
هم اکنون این دو شرکت در حال تولید 13 فروند V-22 برای تحویل در اواخر سال 2006 میباشند.

پیش زمینه:

سازمان دفاع اجازه ی تولید کامل وی22 را در سپتامبر سال 2005 بعد از آنکه یک سری آزمایشات کلی و ریز که احتیاجات سازمان دفاع و نیروهای ویژه را مهیا کرد داده.


شرکت Bell بیش از 70 فروند هماپیما قبل از سال 2006 برای عملیاتهای گوناگون تولید کرده که یک دهه هم ادامه پیدا خواهد کرد. بویینگ و همکاران تجاری اش در سیستمهای بزرگ یا کوچک هم در کارهای شبکه ای پیشرو هستند و به علاوه ی آنکه یک پیشتاز در تولید ادوات نظامی و تجاری برای آمریکا و متحدانش هستند.

همچنین کمپانی بل یک پیشتاز دز عرصه ی وسایل نقلیه ی عمود پرواز برای کارهای تجاری و نظامی است. این کارخانه تا کنون بیش از 35000 پرنده از سال 1946 ساخته است که اولین پرنده ی تجاری بل47 نام گرفت.
[عکس: x9259_527399_4769311956818.jpg]
[عکس: 53215,wolffIWBXA.jpg]
پاسخ
تشکر شده توسط HolyMaster , priestwow , mehdi_vanquisher , sepehraoe
#5
موشک های کروز

مقدمه
هم اكنون موشكهاي كروز پس از نيم قرن توسعه، جايگاه خاصي به عنوان يك سلاح موثر و تعيين كننده در برنامه‌هاي دفاعي كشورها پيدا كرده‌اند. بويژه، به كارگيري اين موشك ها در جنگ خليج فارس و همچنين تجربه موفق استفاده از آنها عليه يوگسلاوي موحب گرديد تا توجه كشورهاي متعددي به استفاده و حتي توسعه اين موشكها جلب گردد.
تعريف موشك كروز‌
موشك هاي كروز مانند هر سلاح ديگري، محصول تكنولوژي زمان خود مي باشند كه در طول زمان تغيير و توسعه بسياري يافته اند. از همين رو آنچه كه 50 سال بيش به عنوان موشك كروز خوانده مي شد با آنچه كه امروز به عنوان موشك كروز شناخته مي شود،‌ به لحاظ عملكردي تفاوت هاي بسياري دارد. به همين جهت ارائه يك تعريف جامع از اين وسيله،‌به سادگي امكان‌پذير نبوده و تعاريفي هم كه در مراجع مختلف ارائه شده، يكسان نيستند. با اين وجود بر اساس گره‌هاي تكنولوژيكي و نيز ماموريت و انتظاري كه از چنين وسيله اي مي رود، اجمالا يك موشك كروز را مي توان بصورت زير تعريف نمود:
وسيله پرنده اي بدون سرنشين كه از يك ياچند پيشران هوازي استفاده كرده، با بهره گيري از نيروهاي آيروديناميكي و غلبه بر جاذبه زمين، بيشتر مسير پروازي خود را به صورت كروز طي مي نمايد. اين وسيله كه در تمام طول مسير هدايت مي شود، ماموريت دارد تا محموله اي را به نقطه اي از پيش تعيين شده برساند. با اين توصيف، موشك هاي معروفي نظير Exocet فرانسوي و نيز HY-2 Silkworm چيني كه از موتور راكت به عنوان پيشران استفاده مي كنند در دسته بندي موشك هاي كروز نمي‌گنجند.
برد موشك هاي كروز، ‌محدوده وسيعي را پوشش مي دهد، به طوري كه برد برخي از موشكهاي كروز كمتر از 50 كيلومتر و برد انواعي از آن به پيش از چندين هزار كيلومتر مي رسد.
انواع موشك هاي كروز
موشك هاي كروز را مي توان به دو دسته تقسيم بندي نمود:
– موشك هاي كروز ضد اهداف زميني Land Attack Cruise Missile (LACM)
– موشك هاي كروز ضد كشتي Anti- ship Cruise Missile (ASCM)
پايگاه موشك هاي LACM از لحاظ تكنولوژي به كار گرفته شده در آنها بالاتر از موشك هاي ASCM است به طوري كه اين موضوع باعث شده تا كشورهاي توليد كننده موشك هاي LACM محدود به ايالات متحده، روسيه و فرانسه باشند. حال آنكه كشورهاي صاحب تكنولوژي موشك هاي ASCM محدوده وسيع تري را شامل مي شوند (حدود 12 كشور) .
البته دسته بندي هاي ديگري نيز مي توان از اين موشك ها ارائه داد كه عبارتند از:
لف) از لحاظ محموله
سرجنگي هسته اي
سرجنگي شيميايي يا بيولوژيكي
سرجنگي معمولي
سيستم هاي فريب راداري
رادارها و سيستم هاي مراقبت و شناسايي
ب) از لحاظ اهميت و ميزان تعيين كنندگي درجنگ
انواع دور برد استراتژيك كه غالبا عليه اهداف ثابت زميني مثل سيلوهاي پرتاب موشك هاي بالستيك بين قاره اي، ‌تاسيسات زير بنايي، تاسيسات كنترل و فرماندهي و مانند آن به كارگرفته مي شوند.
انواع تاكتيكي با برد كمتركه عموما داراي سرجنگي معمولي بوده و عليه اهداف متحرك روي خشكي و دريا هم استفاده مي شوند.
ج ) از لحاظ برد(طبقه بندي امريكايي )
short Range
Medium Range
Intermediate Range
Long Range

تاريخچه موشك هاي كروز :
موشك كروز با تعريف امروزي اولين بار توسط آلمان ها درجنگ جهاني دوم عليه مناطقي در جنوب شرقي انگليس به كارگرفته شد كه از سايتهاي واقع درفرانسه به سمت هدف پرتاب مي‌شد. اين موشك با عنوان (V-1) در مدت زمان بسيار كوتاهي در حين جنگ دوم جهاني توسعه يافته و به توليد انبوه رسيد. آلمان ها در طي چند ماه با بيش از 5000 فروند ازاين موشك ها لندن را مورد هدف قرار دادند. اين موشك در آن زمان ازيك موتور پالس جت براي پيشرانش بهره مي گرفت و سيستم هدايت و ناوبري ضعيفي داشت كه دليل اصلي در پايين آمدن احتمال برخود اين موشك با هدف بود، به طوري كه طبق برخي گزارش ها تنها حدود سي درصد از اين موشك ها در محدوده هدف فرود مي آمدند.

موشك V-1 به شكل گسترده‌اي در جنگ جهاني دوم مورد استفاده واقع شد
از زمان پرتاب اين موشك ها توسط آلمان‌ها، آمريكايي‌ها تحقيقاتي را براي شناسايي اين سيستم تسليحاتي آغاز نمودند تا اينكه دراواسط سال 1944، ‌نيروي هوايي موفق به دستيابي به بقاياي يكي از اين موشك ها شد كه ظاهرا سقوط كرده و عمل نكرده بود. طي مدت بسيار كوتاهي (17روز) با استفاده از مهندسي معكوس، نمونه اي از اين موشك در امريكا ساخته شد و پس از تست‌هاي اوليه بواسطه شرايط جنگي آن زمان، ‌براي توليد انبوه اين وسيله پرنده به تعداد 75000 فروند برنامه ريزي هايي صورت گرفت. بانرخ توليد روزانه چند صد فروند سرانجام

سفارش توليد 12000 فروند صادر شد كه به پايان يافتن جنگ پس از توليد هزار و چهارصدمين فروند، روند توليد اين موشك متوقف گرديد.
هدايت به كار گرفته شده درV-1 بسيار ساده بود. در V-1 موتور موشك پس از يك زمان از پيش تنظيم شده خاموش مي‌شد و با خاموش شدن موتور، موشك وارد دايو شده و بدين ترتيب به هدف برخورد مي نمود. اين سيستم دقت بسيار كمي را براي موشك به همراه داشت. از اينرو امريكايي‌ها درصدد اصلاح و تغيير آن برآمدند و براي اين منظور دراوايل سال 1945 آزمايش اين موشك را با يك سيستم هدايت از طريق فرمان راديويي آغاز نمودند. اگر چه با اين سيستم دقت اين موشك ها به ميزان قابل توجهي افزايش يافت ولي همچنان خطاي موجود زياد و در بهترين شرايط درحدود 400 متر به ازاي 160 كيلومتر برد موشك بود. اين موشك ها خيلي زود از خدمت خارجي گرديد و انگيزه و مبناي توسعه موشك هاي كروز درآينده شد. به عنوان مثال از نتايج حاصل از تست هاي اين موشك مستقيما در توسعه موشك هاي كروز بعدي امريكايي يعني RGM-6 Regulus بهره گرفته شد. در اواخردهه 40 ونيز دهه 50 برنامه موشك هاي كروز به عنوان يك سلاح تاكتيكي در ايالات متحده دنبال مي‌شد. در اين دوره با توسعه موشك هايي نظير Regulus ,Matador ,Mace ,Snark، موشك‌هاي كروز به خصوص در زمينه هدايت و ‌پرتاب به تدريج توسعه يافتند. ولي همچنان علي رغم پيشرفت هاي صورت گرفته، مساله هدايت به عنوان يك عامل محدود كننده در اين موشك ها مطرح بود. در دهه 60تمركز بر روي موشك هاي بالستيك، موشك هاي كروز را به حاشيه برد و اين موضوع به طور مضاعف توسعه موشك هاي كروز را تحت الشعاع قرار داد. البته بايد توجه داشت كه آنچه در موشكهاي كروز اوليه مطرح بود، ساخت يك هواپيماي بدون سرنشين بود كه بتواند صرفا يك سرجنگي (غالباَ يك كلاهك هسته اي) را تا نقطه هدف حمل نمايد و قابليت هايي كه امروزه از يك موشك كروز انتظار مي‌رود در اين دوره زماني مطرح نبود.
موشك هاي كروز توسعه يافته تا پيش از دهه 50 ميلادي، عمدتا شباهت زيادي به هواپيماهاي هم دوره خود داشته و داراي ابعاد بزرگي بودند و همانگونه كه پيش‌تر نيز گفته شد در زمينه هدايت با مشكلات اساسي مواجه بودند. اين مشكلات در كنار ساير موانع تكنولوژيك در راه توسعه اين نوع موشك‌ها منجر به وقفه‌اي حدودا ده ساله درتوسعه آنها گرديد. اين امر كه به ويژه در تاريخچه رشد و توسعه موشك هاي كروز در ايالات متحده به خوبي نمايان است، مقارن با دهه‌ شصت و اوايل دهه هفتاد ميلادي بود. در اين دوره زماني سرمايه گذاري

:روسيه

● AS-1

● AS-2

● AS-3

● AS-4A

● AS-4B

● AS-4C

● AS-5

● AS-6

● AS-13

● AS-15A
● AS-15B
● AS-15C
● AS-16
● AS-17
● AS-18
● AS-20
● BrahMos PJ-10
● SS-N-1
● SS-N-2A● SS-N-2B
● SS-N-2B● SS-N-2C
● SS-N-2C
● SS-N-7
● SS-N-12
● SS-N-19
● SS-N-21
● SS-N-22
● SS-N-25
● SS-N-26
● SS-N-27
● SSC-2B
● SSC-3
● SSC-6
● SSC-X-4
آفريقاي جنوبي:
● Skorpioen
سوئد:
● RBS-15
تايوان:
● HF-2
انگلستان:
● PGM-500
● PGM-2000
آمريكا:
AMG-129A
● AGM-28
● AGM-84
● AGM-84E SLAM
● AGM-84H SLAM-ER
● Fast Hawk
● RGM-84
● RGM/UGM-109A TLAM-N
● RGM/UGM-109B TASM
● RGM/UGM-109C TLAM-C
● RGM/UGM-109D TLAM-D
● SSM-N-8
● SSM-N-9
UGM-84●

لازم به ذکر است موشک های نامبرده شده درلیست فوق بخشی از انواع موشک های کروز میباشند.
[عکس: p8967_553243_4769051490177.jpg]
[عکس: 53215,wolffIWBXA.jpg]
پاسخ
تشکر شده توسط Ali_PC , HolyMaster , priestwow , mehdi_vanquisher , sepehraoe
#6
میگ-۳۱
میگ-۳۱ (به روسی: МиГ-31) (نام ناتو: فاکس‌هاوند Foxhound)، یک هواپیمای رهگیر مافوق صوت است که توسط شرکت میکویان در شوروی به عنوان جایگزین جنگنده میگ-۲۵ فاکسبَت ساخته شد.
دفتر طراحی میکویان این جنگنده را بر اساس میگ-۲۵ طراحی کرده‌است.
میگ-۳۱ اولین پرواز خود را در سال ۱۹۷۵ انجام داد و از سال ۱۹۸۲ وارد خدمت فعال نظامی در ارتش شوروی شد و تا زمان فروپاشی شوروی، پیشرفته‌ترین هواپیمای رهگیر این کشور بود.

میگ ۳۱ تواناترین هواپیمای رهگیر دفاع هوایی روس‌هاست که قابلیت درگیری هم‌زمان با چندین هدف را دارد.
رادار نیرومند زاسلون اس‌بی‌آی-۱۶ مهمترین عامل تاثیرگذاری میگ-۳۱ است که در زمان خود قوی‌ترین رادار جنگنده دنیا محسوب می‌شد.
موتور جدید سولویف دی-۳۰اف۶ هم موجب شده بود تا برد عملیاتی و پارامترهای پروازی اصلی این هواپیما در مقایسه با میگ-۲۵ ارتقا پیدا کند. بدنه و بال‌های آن هم از میگ-۲۵ قوی‌تر بود و توانایی پرواز مافوق صوت در ارتفاع پایین را داشت.
دو موتور توربوفن دی-۳۰اف۶ با نیروی گشتاور ۱۵۲ کیلونیوتن امکان رسیدن به سرعت ۱٬۲۳ ماخ در ارتفاع پایین و ۲٬۸۳ ماخ در ارتفاع بالا را به این هواپیما می‌دهند.
از نظر قوای محرکه امکان گذر از سرعت ۳ ماخ هم برای این هواپیما وجود دارد اما فشار بیش از اندازه‌ای را به موتور و بدنه پروازی وارد می‌کند و به همین جهت در حالت عادی و غیراضطراری نباید هواپیما را به چنین سرعتی رساند. روس‌ها تا سال ۱۹۸۷ بیش از ۱۵۰ فروند میگ-۳۱ را در نقاط مختلف مرزی از آرخانگلسک در شمال غربی کشور گرفته تا خاور دور شوروی مستقر کرده بودند.
این هواپیما صرفا برای دفاع هوایی از سرزمین اصلی شوروی طراحی شده بود و ماموریت دیگری نداشت. میگ-۳۱ موشک‌های هوابه‌هوای دوربرد آآ-۹ را حمل می‌کرد و با موشک ام-۹ توانایی درگیری همزمان با ۴ هدف متفاوت را داشت.
نزدیکترین هواپیماهای غربی به میگ ۳۱ دو جنگنده اف-۱۴ و اف-۱۵ هستند.
در سال ۱۹۹۲ مقامات چینی از توافق برای خرید ۲۴ فروند میگ ۳۱ خبر دادند که در کارخانه‌ای در شنیانگ مونتاژ خواهند شد. برخی گزارش‌ها از دریافت لیسانس تولید ۷۰۰ فروند حکایت داشت که ۲۰۰ فروند آن تا سال ۲۰۱۰ عملیاتی خواهند شد اما هیچیک از این‌ها تاکنون عملی نشده است.

میگ-۳۱بی‌ام مدل ارتقایافته‌ای از میگ-۳۱ با قابلیت‌های بسیار بالاتر جنگی است که قرار است تمام میگ-۳۱های فعال ارتش روسیه به آن ارتقا یابند. این جنگنده در وضعیت جنگ هوایی قدرت رهگیری ۲۴ هدف و درگیری با ۸ هدف از جمله موشک‌های کروز گرفته تا هواپیماهای مافوق صوت را دارد.
شرکت میگ در سال ۱۹۹۹ برای نخستین بار این هواپیما را به معرض نمایش عمومی گذاشت. رهگیری جنگنده‌هایی با ۳۲۰ کیلومتر فاصله و انهدام اهداف هوایی در فاصله ۲۸۰ کیلومتری با ۶ راکت ویمپل آر-۳۷ از جمله قابلیت‌های منحصر به فرد مدل بی‌ام است.
در مقام مقایسه بهترین رهگیر آمریکایی یعنی اف-۱۴دی توانایی انهدام اهدافی با بیش از ۱۸۰ کیلومتر فاصله را نداشت. قابلیت‌های حمله به اهداف سطحی و نقشه‌برداری زمین هم به این جنگنده افزوده شد و در نتیجه این جنگنده برخلاف میگ-۳۱ یک جنگنده چندمنظوره طبقه‌بندی می‌شود. میگ-۳۱بی‌ام همچنین تنها هواپیمای در حال تولید است که توان درگیری موثر با موشک‌های کروز مدل تاماهاوک را دارد. یک کارشناس روسی معتقد بود که اگر عراق در جریان عملیات طوفان صحرا از میگ-۳۱ برخوردار بود حداکثر ده درصد موشک‌های کروز آمریکایی و انگلیسی می‌توانستند به اهداف خود در داخل خاک عراق برسند.

قزاقستان پس از فروپاشی شوروی حدود ۳۰ فروند میگ-۳۱ به قزاقستان رسید. در سال ۲۰۰۷ قراردادی به ارزش ۶۰ میلیون دلار برای ارتقای ده فروند از آن‌ها به میگ-۳۱بی‌ام به امضا رسید.

روسها در سال ۲۰۰۵ حدود ۳۷۰ فروند فعال را در خدمت نظامی خود داشتند که در سال ۲۰۰۸ و ۲۰۱۰ به ۱۹۰ فروند کاهش پیدا کردند.
اطلاعاتی مبنی بر خرید تعدادی از این جنگنده توسط ایران وجود دارد که پس از بررسی و تکمیل اطلاعات از نوع،تعداد و تجهیزات نصب شده بر روی آن در مطلبی جداگانه به حضورتان ارائه میگردد.

مشخصات عمومی:
خدمه: دو(خلبان و متخصص سیتمهای جنگ‌افزاری)
طول: ۲۲٫۶۹ متر (74 ft 5 in)
پهنای بال: ۱۳٫۴۶ متر (44 ft 2 in)
ارتفاع: ۶٫۱۵ متر (20 ft 2 in)
بال: مساحت ۶۱٫۶ مترمربع (663 ft²)
وزن خالی: ۲۱٬۸۲۰ کیلو (48,100 lb)
وزن بارگیری: ۴۱٬۰۰۰ کیلو (90,400 lb)
بیشینه وزن برخاست: ۴۶٬۲۰۰ کیلو (101,900 lb)
پیشرانه: ۲× سولوویف د-۳۰ توربوفن با پس سوز
نیرو ی خشک: ۹۳ کیلو نیوتن (20,900 lbf) هرکدام
نیرو با پس سوز ۱۵۲ کیلو نیوتن (34,172 lbf) هرکدام

عملکرد:
سرعت بیشینه:
ارتفاع بالا: ۲٫۸۳ ماخ (3٬377 کیلومتربرساعت)
ارتفاع پایین: ۱٫۲ ماخ (1٬432 کیلومتربرساعت)

شعاع عملیاتی: ۷۲۰ کیلومتر (450 mi) at Mach 2.35
برد ترابری: ۳٬۳۰۰ کیلومتر (2,050 mi)
سقف پروازی: ۲۰٬۶۰۰ متر (67,600 ft)
نرخ اوج‌گیری: ۲۰۸ متر بر ثانیه (41,000 ft/min)
بارگیری بال: ۶۶۵ کیلوبر مترمربع (136 lb/ft²)
نسبت نیرو به وزن: ۰٫۸۵
حداکثر بارگیری نیروی جی: ۵g

جنگ‌افزار

یک توپ ۲۳ میلیمتری GSh-6-23
۴ جایگاه زیربدنه برای موشک های ویمپل آر-۳۳ (آ-۹ آموس) یا ۶ جایگاه برای موشک های دوربرد ویمپل آر-۳۷ (آآ-ایکس-۱۳ ارو) فقط در میگ-۳۱ام/ام بی
۴ پیلون زیر بال برای:
دو موشک میان برد بیس نوات آر-۴۰ (آآ-۶ آکرید)
چهار موشک کوتاه برد فروسرخ آر-۷۳ (آآ-۱۱ آرچر) یا آر-۶۰ (آآ-۸ آفید)
چهار موشک دوربرد آر-۷۷ (آآ-۱۲ آدر).

بعضی هواپیماها توان حمل موشک های ضدراداری کا-اچ-۳۱ و کا اچ-۵۸ را نیز دارند.

منابع:

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Mikoyan MiG-۳۱»،
ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۷ مارس ۲۰۰۹).

↑ MiG-31 FOXHOUND (MIKOYAN-GUREVICH) FAS
↑ MiG-31BM (Bolshaya Modernizatsiya - Big Modernization) Global Security
↑ MiG-31BM (Bolshaya Modernizatsiya - Big Modernization) Global Security
↑ Russia - Air Forces - Aircraft Global Security
↑ Spick, Mike. The Great Book of Modern Warplanes. MBI, 2000. ISBN 0-7603-0893-4.
↑ MiG-31E page, RAC MiG. Retrieved ۲۲ ژوئیه 2008.

[عکس: h8644_389608_4767539223661.jpg]
[عکس: 53215,wolffIWBXA.jpg]
پاسخ
#7
بمب های هوشمند
بمب هدف یاب GBU-32 JDAM

بمب هوشمند به دسته از بمب ها ( هواپرتاب ) اتلاق مبشود که این بمبها پس از رهاسازی از بمب افکن به صورت تکی یا گروه های فلّه ای !! هر بک خودشان را به سمت هدف هدایت کرده و دقت عملشان را مرحله به مرحله افزایش میدهند. این امر نه تنها خلبانان را مطمئن می سازد که اهداف مورد اصابت قرار می گیرند بلکه آسیب رساندن به مراکز غیر نظامی و غیر نظامیان را کاهش می دهد.

این بمب ها در اواخر جنگ ویتنام برای نخستین بار به کار گرفته شدند و نقش چشمگیری در جنگهای هوایی ایفا می کنند.

بمب های هوشمند ، با سیستم های هدایت الکترونیکی , نوری , مادون قرمز , لیزر و GPS کار می کنند.

بمب هوشمند ( هدف یاب GBU-32 JDAM )

شرکت لاکهید مارتین با انجام آزمایش موفقیت آمیز رها سازی بمب هوشمند از جنگنده F35 در هنگام پرواز به نقطه عطفی در این پروژه دست یافت.

در طول این پرواز آزمایشی که در روز 8 آگوست 2012 انجام شد، بمب هدایت شونده (هوشمند) موسوم به GBU-32 JDAM در ارتفاع 4000 پایی (1220 متری) از جنگنده لاکهید مارتین اف 35 لایتیگ II ؛ رها و سپس بمب با سرعت 740 کیلومتر در ساعت بر فراز منطقه آزمایشی در اقیانوس اطلس به پرواز در آمد.

عملیات رها سازی بمب هوشمند برای اولین بار است که توسط جنگنده ضربتی مشترک (JSF ) اف 35 در پرواز صورت می گیرد. همچنین جنگنده مورد آزمایش از مدلهایی بوده است که از قابلیت نشست و برخاست کوتاه، عمودی و محفظه مهمات داخلی برخودار بوده است.


F-35B که توسط خلبان آزمایشگر Dan Levin, هدایت میشد یک تیر بمب 1.000 پاوندی GBU-32 JDAM را در میدان آزمایش آتلانتیک (بر فراز آب) با موفقیت تست کرد. سرعت تست 400 نات و ارتفاع آن 4200 پا ذکر شده است.

[عکس: l9372_603222_4767210357028.jpg]

*******************************************************

بمب افکن لنسر
Lencer B-1
لنسر یکی از بمب افکن های استراتژیک ارتش آمریکاست. در واقع طرح این بمب افکن از دهه 60 میلادی به عنوان یک مافوق صوت با برد بلند و توان حمل مهمات بالا در نیروی هوایی ایالات متحده مطرح شد.
نمونه های اولیه این بمب افکن مادون صوت بود ولی با ایجاد تغییرات اساسی در ساختار آن تبدیل به یک بمب افکن مافوق صوت شد که با هر ماموریتی سازگار است و قادر است بدون نیاز به سوختگیری از پایگاه بلند شده و پس از نابودی هدف به سمت پایگاه بازگردد. البته این مراحل بهینه سازی B-1 نزدیک به 12 سال طول کشید تا سرانجام این پرنده وارد خدمت نیروی هوایی شد.B-1B یکی از انواع این بمب افکن و در واقع اصلی ترین نمونه آن است که در سال 1986 وارد خدمت نیروی هوایی آمریکا شد.
لنسر را با قابلیت پرواز مافوق صوت و برد عملیاتی زیاد و همچنین سقف پرواز بلند میتوان بین دو بمب افکن B-52 و B-2 قرار داد. نام رسمی B-1 در نیروی هوایی آمریکا لنسر است اما معمولا به اسم مستعار Bone (B – ONE) شناخته میشود. در حال حاضر با بازنشست شدن جنگنده هایی مانند یوروفایتر 111 و F-14 از